تبليغاتX


مذهبی وب

شنبه شانزدهم آبان 1388

تصاویر ویژه شهادت امام جواد(ع):

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=55319

نوشته شده توسط بنده خدا در 13:33 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه نوزدهم مهر 1388

فضیلت بقیع(شهادت امام صادق)

 

با چهارتا مطلب در مورد شهادت امام صادق به روزم...


فضیلت بقیع

بقیع

در فضیلت بقیع احادیث و روایات متعددی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نقل گردیده است ...


http://www.shirintar.blogfa.com/


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بنده خدا در 19:41 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه نوزدهم مهر 1388

شهادت امام صادق(شعر)

شبهای بقیع

در جهان، هم شأن و همتائی کجا دارد بقیع

چونکه یک جا، چار محبوب خدا دارد بقیع

نور چشمان رسول و، پور دلبند بتول

صادق و سجاد و باقر، مجتبی دارد بقیع

خلق شد عالم ز یُمن خلقت آل عب

یک تن از پنج تن آل عبا دارد بقیع

همدم دلدادگان و، محرم محراب راز

هست زین العابدین، بنگر چه‎ها دارد بقیع

حاصل آیات قرآن، باقرِ علم رسول

وارث فضل و کمال انبیا دارد بقیع

صادق آل محمّد، ناشر احکام حق

دین و دانش را، رئیس و پیشوا دارد بقیع

در نظر آید، زمین بر چرخ سنگینی کندد

بس که خاکش گوهر سنگین بها دارد بقیع

گرچه تاریک است، در ظاهر ندارد یک چراغ

همچو ایوانِ نجف نور و صفا دارد بقیع

رازها گوید به گوش شب در این جا کهکشان

رمزها از خلقت ارض و سما دارد بقیع

سایه‎ها نجواکنان بر مدفن این چار تن

کرده شب گیسو پریشان یا عزا دارد بقیع؟

سر به دیوارش زند هر کس از این جا بگذرد

در سکوتش ناله‎ها و گریه‎ها دارد بقیع

چار معصومند و، دورند از حریم جدّشان

شکوه‎ها از دشمنانِ مصطفی دارد بقیع

آن دو غاصب در جوار مدفن پاک رسول

دور از او جسم امامان را چرا دارد بقیع؟

می‎کند محکوم ظالم را، به هر دور زمان

گفته‎ها با زائران آشنا دارد بقیع

بشنو از این قبرها بانگ اناالمظلوم را

تا که مهدی باز آید، این ندا دارد بقیع

تا شود ثابت که نور حق نمی‎گردد خموش

گرچه ویران شد، جلال کبریا دارد بقیع

ناله امّ البنین با اشک زهرا همدم است

در غبارِ غم، جمال کربلا دارد بقیع

چون (حسان) اینجا بود، شبها، مسیر فاطمه

تا که نامحرم نیاید، انزوا دارد بقیع

 حبیب چایچیان "حسان"

نوشته شده توسط بنده خدا در 19:39 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه نوزدهم مهر 1388

تاریخ بقیع

تاریخ ساختمان گنبد ائمه بقیع

بارگاه ائمه بقیع

تاریخ حرم ائمه بقیع و جنایات وهابیت(3)

مرحله سوم از تاریخ حرم ائمه بقیع (علیهم‎السلام)

مرحله سوم از تاریخ حرم ائمه بقیع، از قرن پنجم و با ساختن گنبد در روی قبور آنان شروع می‎شود.

برای آشنایی خوانندگان عزیز با این...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بنده خدا در 19:37 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه نوزدهم مهر 1388

شهادت امام صادق(شعر)

واژه‎هاى اشك

بقیع

غربت آباد دیار آشنایى‎ها، بقیع

همدم دیرینه غم‎هاى ناپیدا، بقیع

در تو ـ حتّى ـ لحظه‎ها هم بى قرارى مى‎كنند

اى تمام واژه‎هاى اشك را معنى بقیع

در تو، خون دیده‎ها دریا شد و صاحبدلان

جرعه جرعه عشق نوشیدند از این دریا بقیع

سنگفرش كوچه‎هایت، داغ‎هاى سینه سوز

شمع فانوس نگاهت چشم خون پالا بقیع

تو بلور روشنایى‎هاى شهر یثربى

چون نگینى مانده در انگشتر بطحا بقیع

همصدا با قرنها مظلومى آل رسول

حنجرى كو؟ تا در این غربت كند آوا، بقیع

وسعت تنهایى‎ات دل‎هاى ما را مى‎برد!

تا خدا ـ تا عشق ـ تا تنهایى مولا بقیع

قصّه مظلومى‎اش را با تو گفت آن شب كه داشت

در گلو، بُغضِ غریب ماتم زهرا، بقیع

در هجوم تیرگى‎ها، در شب سرد سكوت

حسرتى مى‎بُرد خورشید جهان آرا بقیع

اى مزار هرچه خورشید از دیار روشنى

اى شكوه نور در آئینه غبرا بقیع

كاش چشمى بود و اشكى، اشتیاق مویه‎اى

با تو مى‎ماندیم ـ تا موعود ـ تا فردا بقیع

اى بهشت آرزو، گم كرده دل‎هاى پاك

اى زیارتگاه یك عالم دل شیدا بقیع

سیل اشك عاشقان بگذار تا دریا شود

چشمه‎اى از چشم جان بیدلان بگشا بقیع

دارم امّید آنكه در محشر پناهم مى‎دهد

سایه دیوار این «آشفته» حالى‎ها بقیع

                                                                         جعفر رسول زاده "آشفته"

نوشته شده توسط بنده خدا در 19:32 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه شانزدهم مهر 1388

نبیند مدعی جز خویشتن را... (حکایت از سعدی)

«عجب و غرور»

سعدی، در حکایتی این‏گونه از خویش نقل می‏کند که:

به خاطرم هست که در دوران کودکی، بسیار عبادت می‏کردم و شب را با عبادت به سر می‏آوردم و در زهد و پرهیز، کوشا بودم. یک شب در محضر پدرم نشسته بودم و همه شب را بیدار بوده و قرآن می‏خواندم، ولی گروهی در کنار ما خوابیده بودند و حتی بامداد برای نماز صبح برنخاستند.

به پدرم گفتم: «از این خفتگان، یک نفر برنخاست تا دو رکعت نماز به‏جای آورد. به گونه‏ای در خواب غفلت فرو رفته‏اند که گویی نخوابیده‏اند، بلکه مرده‏اند».

پدرم به من گفت: «عزیزم! تو نیز اگر در خواب بودی تا به صبح، بهتر از آن بود که زبان به نکوهش مردم بگشایی و به غیبت و عیب‏جویی آنها بپردازی».

این حکایت زیبای سعدی گویای احوال آن دسته از انسان‏هایی است که چون توفیق کارهای نیک و انجام دادن عبادت‏ها نصیبشان شده است، گرفتار خودبینی شده‏اند و به سبب غرورشان، زبان به طعن و اعتراض و بی‏حرمتی دیگران می‏گشایند. غافل از آنکه عجب و غرور، صفت رذیله‏ای است که دوری از درگاه خداوند و بی‏اعتباری، فرجام ناخوشایند آن است. از امام صادق علیه‏السلام پرسیدند: «کدام معصیت، بنده را به حق می‏رساند و کدام طاعت، بنده را از حق دور می‏گرداند؟» فرمود: «طاعتی که عجب و غرور آورد، موجب دوری از خداست و معصیتی که از آن پشیمانی و شرمندگی روی دهد، سبب قرب به خداوند است».

و از حافظ، سروده‏ای زیبا در این‏باره برجاست:

زاهد غرور داشت سلامت نبرد راه    رند از سر نیاز به دارالسلام رفت

سمعانی هم در روح الارواح می‏گوید:

ابلیس به طاعت خود مغرور گشت، گفت: طاعت کردم! ندا آمد که لعنت کردم. چون آدم گناه کرد، [اما به گناه اعتراف کرده و] گفت: بار خدایا بد کردم! ندا آمد که عفو کردم. به جهانیان نمودند که معصیت با عذر به از طاعتِ با عجب.

بنابراین، خطر غرور، جدی و نگران کننده است و از صفت‏های ناپسند شیطانی به شمار می‏آید که همواره اهل‏بیت علیهم‏السلام پیروانشان را از آلوده شدن به آن برحذر داشته‏اند.

در پایان سخن، مناسب است حکایتی را که از زبان امام صادق علیه‏السلام نقل شده است، ذکر کنیم:

آن حضرت می‏فرماید:عالمی نزد عابدی رفت و به او گفت: نماز خواندنت چگونه و در چه حد است؟ عابد گفت: آیا از کسی همانند من، از نمازش می‏پرسند؟! در صورتی که من سال‏های طولانی است که مشغول عبادت هستم.

عالم گفت: گریه کردنت چگونه است؟ گفت: چنان می‏گریم که اشک‏هایم روان می‏شود [اصلاً شکی در گریه‏های من نداشته باش]. عالم گفت: همانا اگر خنده کنی و ترسان باشی، بهتر است از اینکه گریه کنی و به خود ببالی. هر که به خودش ببالد، چیزی از عملش پذیرفته نمی‏شود.

و چه نیکو گفته است سعدی شیرازی:

نبیند مدعی جز خویشتن را      که دارد پرده پندار در پیش

گرت چشم خدابینی ببخشند    نبینی هیچ‏کس عاجزتر از خویش


 http://www.shirintar.blogfa.com/

 

نوشته شده توسط بنده خدا در 0:52 |  لینک ثابت   • 

شنبه چهارم مهر 1388

عید سعید فطر(شعر)

عید سعید فطر بر میهمانان خدا مبارک باد

سلام ما یه کسی کز سوی خدای ودود

به بزم عرش علا ماه روزه مهمان بود

شد آنچنان سوی لاهو تیان سبک پرواز

که گرد عرصه ناسوت را زبال زدود

زخوان رحمت او شد هماره برخوردار

به روزی نه سزاوار خویش لب نگشود

ز عمر خویش غنیمت شمرد فرصت را

نشست هر دم با میزبان به گفت و شنود

چنان سپرد دل و جان خود به خلوت انس

که عاشقانه زدل راند فکر بود و نبود

خرید گوهر مقصود را به قیمت جان

زنقد اندک خود برد بیشماران سود

شبان قدر به خوبی شناخت ارزش عمر

فرشته اش به سلام آمد از فراز فرود

ملک گشود شبانگه بر او دریچه صیح

که راه امن بیابد به روزگار خلود

که را که دوست فراخواند و نا شنیده گرفت

چه بهره برد اگر دشمنش به یاوه ستود

ولیک حیف ………… برای خواندن بقیه این شعر بسیار زیباکه دوران میهمانی دوست

به ما گذشت عزیران من, چه زود,چه زود

زمیزبان به تمنا هماره می طلبیم

که باز وعده بگیرد به یک چنین مو عود

هلا شما که پذیرفته گشته اید به ناز

همین بس است شمارا از این جهان وجود

به عید فطر بمانید خرم و پیروز

به روزگار سعید و به جسم و جان مسعود

قبول باد اطاعات و روزه داریتان

ز ناظمی به شما دم به دم درود درود

از سروده های حاج جعفر ناظم رعایا

http://www.shirintar.blogfa.com/

نوشته شده توسط بنده خدا در 17:0 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388

تصاویر

برای دریافت تصاویر ویژّ شهادت حضرت علی (ع) به آدرس زیر بروید:

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=21489

نوشته شده توسط بنده خدا در 1:56 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388

عالم یتیم گردید....(شعر)

سجاده گشته رنگین...

محراب کوفه امشب در موج خون نشسته

یا عرش کبریا را سقف و ستون شکسته

سجاده گشته رنگین از خون سرور دین

یا خاتم النبیین، یا خاتم النبیین

از تیغ کینه امشب فرقی دو نیم گردید

رفت آن یتیم پرور، عالم یتیم گردید

دیگر نوای تکبیر از کوفه بر نیامد

نان آور یتیمان دیگر ز در نیامد

غمخوار دردمندان امشب شهید گردید

امشب جهان ز فیض حق ناامید گردید

تنها نه خون به محراب از فرق مرتضی ریخت

امشب شرنگ بیداد در کام مجتبی ریخت

امشب به کوفه بذر کفر و ضلال کِشتند

مرغان کربلا را امشب به خون کشیدند

تیغ نفاق امشب بر فرق وحدت آمد

امشب به نام سجاد خط اسارت آمد

امشب به محو خادم، خائن دلیر گردید

آری برادر امشب زینب اسیر گردید

باب عدالت امشب مسدود شد بر انسان

امشب بنای وحدت در کوفه گشت ویران

امشب جهان ز فیض حق ناامید گردید

امشب بنام قرآن، قرآن شهید گردید

سجاده گشته رنگین از خون سرور دین

یا خاتم النبیین، یا خاتم النبیین

                                                                                    "حمید سبزواری"
نوشته شده توسط بنده خدا در 1:53 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388

راز محبوبیت علی علیه السلام

راز محبوبیت علی علیه السلام

مردم دوستی علی (علیه السلام) و علی دوستی مردم، یکدیگر را تصدیق می کنند و نشان می دهند که بزرگ، کسی است که دوستدار نیکی باشد و در راه آن شهید شود. علی (علیه السلام) همان شهید بزرگوار است.

در میان انسانها، خوبی های بسیار سراغ داریم که مورد توجه و علاقه آنها هستند، هر گاه به خیر و نیکی ستمی برسد، در واقع به همه انسانها ستم شده است و هر گاه خیر و نیکی مورد تعظیم قرار گیرد همه انسانها مورد تعظیم قرار گرفته اند.

اگر صفحات تاریخ را بررسی کنید. این حقیقت مسلم را می یابید که در میان شخصیت های بزرگ، کمتر کسی را می توان یافت که همانند علی بن ابی طالب (علیه السلام) مورد علاقه و محبت و تعظیم و تجلیل و حمایت انسانها قرار گرفته باشد و حوادث و وقایع زندگی او، این چنین مورد توجه قرار بگیرد.

این محبت در دلها موج می زند و وجدان آدمی را از انحراف حفظ می کند و در عرصه تابش آن باطل و تبهکاری خوار می گردد.

چنین محبتی انسان را در پناه حق قرار می دهد و وجدان او را نگهبان و پاسداری می کند.

حتی در این محبت آنچنان خاصیت شگفت انگیزی است که ملوان کشتی را که از بالا و پایین دچارحادثه گشته و مسافرانش غرق شده یا در آستانه غرق شدن هستند و بادهای مخالف از هر سو او را تهدید می کند نجات می دهد.

آری علی (علیه السلام) در گذرگاه تاریخ به عنوان امام حق و نیکی همانند کوهی استوار قرار گرفته به گونه ای که حوادث کوبنده و بادهای سخت آن را متزلزل نمی کند.

آنان که با علی بن ابی طالب(علیه السلام) دشمنی می کردند خود گمراه شدند و دیگران را هم گمراه ساختند، سرانجام سربه زیر خاک فرو بردند و خاموش شدند و از آنها نام و نشانی جز لعن و نفرین انسانهای خشمگین باقی نماند.

وجدان پاک انسانها درباره آنها این طور قضاوت کرد که از بین رفتند و ذلیل شدند.

اگر گناه و زشتی و تبهکاری در پیشگاه وجدان انسان ارزش داشته باشد، آنها هم ارزشی دارند.

پسر ابوطالب شعله ای فروزان در دلها و حرارتی نیرو بخش در جانها و منطقی شفابخش درعقلهاست. او را سخنی است حکیمانه و اخلاقی است بزرگوارانه، خداوند هرگز آسمان را زمین، و زمین را آسمان نمی کند! تاریخ گواه صحت این مدعاست.

شخصیت علی (علیه السلام) از هر جهت برای مردم شگفت انگیز است. رشته محبت او از هر طرف به قلب های ایشان پیوند یافته است. بسیارند کسانی که درباره این گوهر یکتا سخن گفته اند و شگفتی و محبت خود را ابراز داشته اند، همه آنها در یک نقطه تلاقی می کنند و بر سر یک موضوع اتفاق نظر دارند که علی(علیه السلام) نمونه والای فکر و بیان است.

او شخصیتی است که به نور وجدان روشن می شود. از همین جهت است که او سزاوار شگفتی و شایسته محبت عمیق است.

در میان مردم هستند کسانی که نشان پیامبری بر سینه اسرار آمیز علی (علیه السلام) می زنند. این مساله چندان تعجب آور نیست، زیرا یکی از بارزترین صفات علی (علیه السلام) این است که با مردان بزرگ جهان بشری در یک نقطه تلاقی می کند.

این مردان بزرگ نسبت به انسانها سمت پدری دارند، اما نه پدر جسمانی که به مساله زناشویی و تولید نسل مربوط می شود. بلکه پدری آنها نمونه ای از پیوند انسان به انسان و زندگی آنان به یکدیگر است.

بنابراین، پدری آنها وسیعتر وعمیقتر از پدری نسبی و معمولی است. این پدران انسانیت برتر و والاتر از آنند که در چارچوب ویژگی های قومی یا ملی محصور شوند. تاریخ کوشش کرده است که این کار را انجام دهد. اما آنها از هر قید و شرطی آزادند و تاریخ باید در این مورد کنار گذاشته شود.

از این جهت است که می بینید علی (علیه السلام) در جهان آن روز، همچون پدری روحانی است که بسیاری از مردم با همه اختلافاتی که داشتند خود را به او منسوب می کردند. آنها پناهگاهی می جستند که مظهر واقعی ارزشهای انسانی باشد. این پناهگاه کسی غیر از علی (علیه السلام) نبود. او پدر همه شهیدان است. فرزندان روحانی او با شهادت وی به خویشتن تسلیت گفتند.

علی (علیه السلام) آن بزرگمردی است که وجدان بشری در برابر تاریکی های خود خواهی، از او روشنی می گیرد، همان خود خواهی هایی که زمامداران عصری علی (علیه السلام) و اکثر زمامداران تاریخ در آن سقوط کرده اند.

علی (علیه السلام) آن بزرگمردی است که وجدان ها و اندیشه ها را آنچنان به حرکت در آورد که در جریان خود دیگر به کمکی احتیاج پیدا نکرد و زمان و مکانی را در آن تاثیری نبود.

حق جویان و عدالت خواهان در میان مردم پناهگاهی جز علی(علیه السلام) نداشتند.

او پدری مهربان بود که سایه بلند خود را بر سر کسانی می گسترد که احساس می کردند بیداد گران عدالت را با ستم خود از بین می برند وعاطفه را با سنگدلی پایمال می کنند و نیکی را با تبهکاری نابود می سازند و دولت و سلطنت خود را براساس گناه و ظلم بنیانگذاری کرده اند.

پیروان امام که در ظلمات تاریخ با نور هدایت او گام برمی داشتند چنان دلهایشان از محبت او مالامال بود که زبان و قلم از شرح آن ناتوان است. جانبازی آنان در این راه به گونه ای است که در تاریخ نمونه آن را نتوان یافت.

 

                                                                                                            "جرج جرداق"
نوشته شده توسط بنده خدا در 1:51 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388

رموز رمضان

1- ایمان به مبدأ و معاد تنها به اعتقاد قلبی و اقرار به لسان، شرط لازم هست ولی شرط کافی نیست، ورود به مرحله اجرایی و عمل به ارکان، ایمان را به درجه کمال می رساند. آنان که می گویند: ما خدا را در قلب قبول داریم و با زبان نیز شهادت می دهند ولی از انجام عبادات مانند اقامه نماز و گرفتن روزه به بهانه عدم نیاز خداوند متعال، سرباز می زنند با مراحل ایمان- که پیام مولا حضرت علی(ع) است- همخوانی ندارند.

رمضان

2- امساک از خوردن و آشامیدن و مبارزه با لذتهای جسمانی و دوری از سایر مبطلات روزه، ویژه آداب و آئین اسلام نبوده بلکه «صیام» در ادیان قبل از اسلام بوده است. راز و رمز روزه داری، مراقبت از نفس، کنترل چشم و زبان، گوش و پرهیز از محرمات از یکسو، تلاوت قرآن، صله ارحام، رسیدگی به وضع معیشتی ایتام و مساکن و درک مفاهیم قرآنی و عمل به دستورات وحی بهمراه اخلاص از سوی دیگر، رسیدن به تقوای الهی است.

3- بیماران و مسافران از گرفتن روزه معافند و پس از بهبودی و رجعت از مسافرت، در ماههای بعدی بایستی کسری یک ماه را جبران نمایند تا در زمره شایستگان قرار گیرند.

4- آنان که همانند پیرمردان، پیرزنان، سالخوردگان، زنان شیرده، به مشقت و زحمت می افتند و طاقت و توانمندی این عمل عبادتی را ندارند از آن معافند و تکلیف شرعی با اطعام مساکین به میزان هر روزه ده سیر طعام خوراکی را می توانند محقق سازند.

5- تنها ماهی که در کتاب آسمانی اسلام بطور شفاف قید شده فقط «رمضان» است و بس. آمار سایر ماهها منجمله تعداد ماههای حرام در آن قید شده ولی نام سایر ماهها در آن دیده نشده است و این امر استثنایی از اهمیت و جایگاه رفیع این ماه حکایت می کند.

6- نزول قرآن -که کتاب هدایت و دارای مؤلفه های تمیز حق از باطل- راه‌کارهای اجرایی زندگی و حیاتی و اسامی و وصول به سعادت دنیوی و اخروی است- در ماه مبارک رمضان- اتفاق افتاد. جالب توجه است که انجیل، تورات، زبور و صحف در همین ماه بر پیامبرانش نازل و ابلاغ می گردد.

7- واژه «رمضان» از ریشه «رمض» گرفته شده که به معنای بارانی که اول پاییز می بارد و هوا را از خاک و غبارهای تابستان پاک می کند و یا به معنای داغی سنگ از شدت گرمای آفتاب است پیامبر خدا فرمودند: «اِنَّما سُمِّیَ رَمضان لانّه یُرمَضُ الذُنوبَ» یعنی این ماه رارمضان نامیدند چون گناهان را می‌زداید.  انسان گنهکار می تواند از طریق توبه، استغفار، ترک معاصی، پرداخت حق الناس، در کوره گناه سوزی ذوب گردد.

8- اقامه نماز، ایتای زکوة، سفر حج، پرداخت خمس و زکوة توسط ملکف، در معرض دید دیگران قرار می گیرد ولی روزه تنها عبادتی است که نمود خارجی ندارد. فقط خدای متعال از درون صائم مطلع است.

9- گرسنگی و تشنگی روزه دار، یادآور گرستگی و تشنگی روز قیامت در آخرت و یادآور حال مساکین و محرومان بی غذا در دنیاست.

10- تبدیل سه وعده غذا به دو وعده در ماه صیام و واگذاری یک وعده به فقرا، موجب بهبودی امور اقتصادی آنان می گردد و ایجاد عاطفه بین قشر مرفه و مستضعف اتفاق می افتد. دادن افطاری به روزه داران انفاق و ایثار عدم دلبستگی به دنیا را به ارمغان می آورند.

11- اگر صفت مذموم پرخوری در سحر و بهنگام افطاری کنار رود و سد جوع در حد متعارف صورت پذیرد. بیمه سلامتی یکساله و راحت باش یکماهه دستگاه گوارش فراهم می آید. چربی خون و مواد زائد از بدن خارج می گردد.

12- معراج حضرت ختمی مرتبت(ص) و سیر در عالم بالا در ماه مبارک رمضان درشب هفدهم، 6 ماه قبل از هجرت صورت می پذیرد و در لیلة القدر هم فرشتگان عرش به فرش نزول اجلال می کنند تا سلامت و خیر را بین عبادالله توزیع کنند و شب زنده داران می توانند تقدیرات شایسته ای را برای خویش از حضرت دوست درخواست کنند و اگر گدا کاهل بود صاحب خانه تقصیر نخواهد داشت. شهادت مولای متقیان در 21 رمضان، پیام آور نهایت عشق عشق معبود به عابد است.

13- اگر خروجی یک ماه روزه داری، اجرای پرهیزکاری و رعایت حلال و حرام امور دنیوی باشد علامت قبولی طاعات در ماه صیام خواهد بود و سلام بر آنکه در این ماه هدایت پذیرد و شیطان را از دستور کارش خارج نماید.

 

نوشته شده توسط بنده خدا در 1:43 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه هفدهم شهریور 1388

شب قدر و امام زمان

قال مولانا صاحب‌الزمان (عج): فاکثرو الدعاء بتعجیل الفرج فان ذلک فرجکم؛ مولای ما حضرت صاحب‌الزمان(عج) فرموده‌‌اند: «برای تعجیل در فرج بسیار دعا کنید که گشایش کار شما نیز ...
ادامه مطلب
نوشته شده توسط بنده خدا در 1:35 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه هفدهم شهریور 1388

لَیْلَةُ الْقَدْرِ...

سورة القَدرِ 
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ 
إِنَّا انزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ (
۱) وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ (۲) لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَ لْفِ شَهْرٍ (۳) تَنَزَّلُ الْمَلاَئِكَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِن كُلِّ أَمْرٍ (٤) سَلاَمٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ (۵)
به نام خداوند بخشنده مهربان
1. ما آن را (قرآن) در شب قدر نازل كردیم
2. و تو چه می‌دانی شب قدر چیست؟
3. شب قدر بهتر از ماه است
4. فرشتگان و «روح» در آن شب به اذن پروردگارشان برای «تقدیر» هر كاری نازل می‌شوند
5. شبی است سرشار از سلامت «و بركت و رحمت» تا طلوع سپیده دم

نوشته شده توسط بنده خدا در 1:33 |  لینک ثابت   •