مذهبی وب
شعر آئيني(هیئتیِ,) ، دلانه های مذهبی(شعر) و مطالب آموزنده و مذهبی
عروسى على و فاطمه (علیهما السلام) یکى از حساس ترین و مهم ترین نمونه هاى ازدواج اسلامى بود؛ زیرا پدر دختر، بزرگترین شخصیت جزیرة العرب بلکه جهان اسلام و پیغمبر برگزیده خدا بود. دختر نیز بهترین و فهمیده ترین و با کمال ترین زنان اسلام و یکى از چهار زن بزرگ بشریت به شمار مى آمد.(1) داماد هم از حیث اصل و نسب از شریف زادگان عرب بود و از جهت علم و کمال و شجاعت بر تمام رجال اسلام برترى داشت. او همچنین جانشین رسمى، وزیر و مشاور رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) و مرد دلاور اسلام و سپهسالار سپاه مسلمین بود.
چنین ازدواجى باید بر طبق روال، با شوکت و تشریفات خاصى برگزار شود؛ اما به گواهی صفحات تاریخ با کمال سادگى انجام گرفت. جهاز بانوى نمونه اسلام در کمال سادگى تهیه شد. جالب تر این که همین جهاز مختصر هم با مهریه خود حضرت زهرا (علیها السلام) تهیه شد؛ نه این که مهریه را سر جاى خود بگذارند و پدر دختر با هزارن گرفتارى و درد سر، جهازى براى دخترش تهیه کند.(2) پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مى توانست، هر طور شده ولو به قرض گرفتن هم باشد، جهاز آبرومندى، مطابق معمول روز، براى یگانه دختر عزیزش تهیه کند و بگوید: من پیغبر خدا هستم و باید مراعات شئون خود را بکنم. دخترم نیز از بهترین زنان جهان است و باید اسباب خوشحالى او را فراهم سازم. دامادم نیز از رجال نامى اسلام است و براى احترام و قدردانى از زحمات او باید وسائل آبرومندى برایش تهیه کنم و ... از سوی دیگر على بن ابى طالب (علیه السلام) نیز از آن جوانانی نبود که براى تهیه مال و ثروت و به منظور جهاز مفصل ازدواج کند و اگر جهاز عروسى نقصان داشت، هر روز اسباب ناراحتى همسر بیگناهش را فراهم نموده و با سرزنشها و ایرادهاى بیجا، بنیان زناشویى را متزلزل سازد. على (علیه السلام)، امام و پیشواى آینده ملت بود و مى خواست با این گونه افکار غلط مبارزه کند. او نیز اثاث سادهای را برای عروسی تهیه کرد: یک چوب برای آن که لباس هایشان را روی آن بیندازند و مشک آب را بر آن آویزان کنند، یک عدد پوست گوسفند، یک عدد متکا، یک عدد مشک برای آب و یک عدد غربال آرد. اسلام عقیده دارد که مسابقه خانوادهها در امور اقتصادی، زندگی را بر مردم سخت میکند و مشکلات بزرگی را برای ملتها به وجود میآورد؛ لذا باید با تسهیل در امر ازدواج، جوانان را به تشکیل خانواده متمایل نمود تا از هزاران مفاسد اجتماعی و امراض روحی جلوگیری شود. مخارج سنگین و بی فایده، بنیان اقتصادی را در آغاز زندگی نوین متزلزل و سست میکند و به محبت و صفای زن و شوهر لطمه میزند و جوانان را به ازدواج بی رغبت میکند. برای همین بود که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) که ضرر و مفاسد مسابقه در ازدیاد جهاز و مهر را مى دانست، در آن ازدواج نمونه، که متصدیان امرش شخص اول و دوم اسلام بودند، کمال سادگى را به عمل آورد تا براى ملت مسلمان و زمامداران مسلمین درسی عملى و آموزنده باشد. رفتار پیامبر گرامی اسلام و علی و فاطمه (علیهم السلام) مصداقی است تا سرمشقی باشد برای خانه هایی که میخواهند ابر تاریک تمایلات نفسانی و مسابقات اقتصادی بر دشت مهربانیشان تاریکی نیفکند. (برگرفته از کتاب "بانوی نمونه اسلام، فاطمه زهرا (علیها السلام)"، تألیف: "آیت الله ابراهیم امینی" (با اندکی تلخیص و اضافات)) سایت مذهبی وب فرارسیدن 20 جمادی الثانی، سالروز میلاد بانوی برگزیده آسمانها و زمین، سرمشق نیکوی مومنین حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام) را به تمامی مسلمانان، به خصوص شما دوست گرامی تبریک و تهنیت میگوید. مکه با تو گزیده خاک است آسمان منوری دارد همه جا عطر یاس پیچیده است خاک بوی معطری دارد گفته بودند بی پسر مانده است چوب خشک است و بی ثمر مانده است غافل از اینکه یک نفر مانده است آخر این مرد دختری دارد مرد قرآن !بگو چه غم داری؟ غم مخور تو سه آیه کم داری خیز و صلّ لربکَ وَانحر ، سوره های تو کوثری دارد ما خَلقتُ مگر برای علی و علی را مگر به خاطر تو راستی ای رسول ! خلقت تو جز علی شرط دیگری دارد حرف از ماه و صحبت از زهره است حرف از آب حرف از آیینه است مادر آب رخ نموده است و پدر خاک همسری دارد یا علی ! اقتدار کافی نیست تکیه بر ذوالفقار کافی نیست غم مخور هرچه یار کافی نیست ذوالفقار تو خواهری دارد یسکه زیباست ذکرتان بانو! همه گفتند و باز می گویم آمدی ّو دوباره پیغمبر با تو حس کرد مادری دارد دوست دار تو را حسابی نیست ترس از شدت عذابی نیست فاطمه آمده است و شیعه او شافع روز محشری دارد. محسن ناصحی-اصفهان آمد آیینه را ز رو ببرد غلامرضا فاتحی-اصفهان شب تاریک کنار تو به سر می
آید نام زهرا به تو بانو چقدر می
آید آبرو یافته هر کس به تو نزدیک
شده خار هم پیش شما گل به نظر می
آید و نبوت به دو تا معجزه آوردن
نیست از کنیزان تو هم معجزه بر می
آید به کسی دم نزد اما پدرت می
دانست وحی
از گوشه چشمان تو در می آید پای یک خط تعالیم تو بانو
والله عمر صد مرجع تقلید به سر می
آید مانده ام تو اگر از عرش بیایی
پایین چه بلایی به سر اهل هنر می
آید مانده ام لحظه پیچیدن عطر تو
به شهر ملک الموت پی چند نفر می آید کاظم بهمنی شبی که گیسوی اطفال خانه شانه نباشد همان شبی ست که زهرا درون خانه نباشد علی و فاطمه باشند توی ذهن خدا و- برای خلقت هفت آسمان بهانه نباشد؟ میان این دو به خنده به گریه یا به گلایه عبارتی نشنیدم که عاشقانه نباشد خداچگونه بیاید پی جنازه ی عشقش اگر مراسم تدفین تو شبانه نباشد؟!! مزار مخفی زهراست هرکجا که هزاران پرنده باشد و ردی از آب و دانه نباشد... اشکت چکید نم نم و باران لقب گرفت چشم تو ابر و آه تو تو فان لقب گرفت از بسکه دردهای علی را گریستی بعد از تو غنچه سر به گریبان لقب گرفت بانوی آبهای جهان خانه ی تو نیست این گوشه ای که کلبه ی احزان لقب گرفت شش گوشه ی بهشت ضریح حسین توست آری همان که شاه شهیدان لقب گرفت آن شش هزار و ششصد و اندی به جای خود تنها سه آیه بود که قرآن لقب گرفت برخوان « یطعمون »تو دائم نشسته «دهر» این سوره «هل اتی علی الانسان » لقب گرفت از خانه ی «لیذهب عنکم» شروع شد نوری که قلب عالم امکان لقب گرفت پروانه سوخت پشت دری که....خدای من این بود آتشی که گلستان لقب گرفت؟ بانو ! فقط کلید شفاعت به دست توست هرکس تو را نداشت پشیمان لقب گرفت ناموس خلقتی به خداوندی خدا تنها مزار توست که «پنهان » لقب گرفت عباس شاهزیدی دانلود شعر خوانی آقای محمد حسین ملکیان(کلیک کنید)) شعر خوانی فراز ملکیان-غزل امام زمان و مخمس عاشورایی نفسي على زفراتها محبوسة يا ليتها خرجت مع الزفرات لا خير بعدكِ في الحياة، وإنّما أبكي مخافة أن تطول حياتي جانم در اين ناله ها زنداني تنم شده است. كاش جانم با این ناله ها از تنم خارج ميشد. كه زندگي پس از تو ديگر هيچ خيري ندارد. و من از ترس اين كه عمرم طولانی شود٬ مي گريم... زهرا همان غمي است كه در سينه علي است مهدی جهاندار-اصفهان حرف سفر بايد بري؛ نه ! محض رضاي خدا نگو زهرا بمان و زندگي ام را به هم نريز باور نمي كنم كه دلم را تو بشكني زهرا شب عروسي مان خاطرت كه هست؟ يادت كه هست قول و قراري كه داشتيم!؟ اي دل خوشي ِ زندگي ام! مي شود نري گريه نكن محدثه ، غمگين نكن مرا خاتون من! قلندر خوبي نبوده ام با درد ِ دنده هاي ِ شكسته جدال كن دلگرمي علي! به نظر زود مي روي!؟ بعد از تو فيض هاي خدايي نمي رسد زهرا بمان و چهره ي غم را عبوس كن زهرا نرو، كه بغض بدي در گلوي توست حالا كه اعتنا به قسم ها نمي كني ديدي كه رنگ از رخ مهتاب مي پرد در باغ ميوه هاي دلت، سيب نوبر است حرف از سفر زدي و تبسم حرام شد باشد برو-قبول- علي بي پناه شد باشد برو كه كرببلا گريه مي كنيم وحید قاسمی-تهران میدونید رفتن دلبر یعنی چی؟ درِ علمه علی و خوب میدونه بعد از این بی فاطمه، پیش علی قاسم صرافان «در فاطميه بود که ما سينه زن شديم»* با پيرهن سياه عزا سينه زن شديم در روضه هايتان همگي پر زديم و بعد همراه ساکنان سماء سينه زن شديم گفتي جواز کرببلا روضه ی من است اصلا به عشق کرببلا سينه زن شديم بر سينه هاي سينه زنان مهر مي زني ما هم به شوق مهر شما سينه زن شديم ما نذر کرده ايم که قرباني ات شويم در راه رفتن به منا سينه زن شديم.. در صحن قدس سينه زدن چيز ديگريست در کنج صحن قدس رضا سينه زن شديم... سید حمید داودی نسب دانلود این غزل با مداحی رضا هلالی لینک دانلود این نوحه با مداحی برادر حمیدرضا علیمی چه خوب ميشد اگر ما بزرگتر بوديم درون خانه نشستيم و رفت مادرمان هنوز خاطرمان هست شب به شب وقتي چگونه تاب بياريم كوچه ديدن را فقط به خاطر او با پدر نميگفتيم نيامده ، دلمان تنگ محسن است ايكاش به ذوالفقار پدر هم كه دستمان نرسيد خدا كند كه بميريم بعد مادرمان محسن ناصحی-اصفهان
از سر عشق های و هو ببرد
دل ما را به جستجو ببرد
از دل جرعه ها سبو ببرد
و سبو جام مرتضایی شد
و دل هر دوشان خدایی شد
و خدا خواست محترم باشند
با قدم بوده ، بی عدم باشند
زوج باشند ، یک رقم باشند
و خدا خواست مال هم باشند
و نباشند جز حبیب همه
و علی ، فاطمه طبیب همه
همه دیدند شمس تابنده است
سر به پا از خداش آکنده است
همه گفتند اینکه پاینده است
به خدا این خداست یا بنده است
بنده اما چه بنده مولاتر
بنده ای از تمام آقا تر
گفتم آقا ، علی تصور شد
و دهان غزل پر از دُر شد
و قصیده که نانش آجر شد
کار شاعر به من تفاخر شد
شاعر آمد حضور بنویسد
از علی با غرور بنویسد
و نداند چه جور بنویسد
با قلمدان نور بنویسد
نورآمد دوباره همهمه شد
و علی بود شکل فاطمه شد
فاطمه آمد انقلابی شد
در دل واژه التهابی شد
نوبت مرد ماهتابی شد
که در این شعر آفتابی شد
آفتابی که سایۀ سرم است
عشق او جزء جزء پیکرم است
برچسبها: شعر آیینی, شعر مدح حضرت علی, غلامرضا فاتحی, شعر هیئتی
برچسبها: میلاد حضرت زهرا شعر, شعر آیینی, شعر مدح حضرت زهرا
برچسبها: شعر فاطمیه, حضرت زهرا, شعر آیینی
برچسبها: شعر فاطمیه, حضرت زهرا, شعر آیینی, شاهزیدی
برچسبها: شعر فاطمیه, حضرت زهرا, شعر آیینی
پهلو شكسته ايست كه آيينه علي است
زهرا كه دست هاي به دستاس رفته اش
احساس دست هاي پر از پينه علي است
زهرا همان علي ست كه آيينه خداست
زهرا همان خداست كه آيينه علي ست
افلاك را ببين كه چه بيهوده خاك را...
زهرا بگو مزار تو در سينه علي ست
زهرا! بيا ببوس گلوي حسين را
اين ابتداي غربت ديرينه علي ست
برچسبها: شعر فاطمیه, حضرت زهرا, شعر آیینی, شعر حضرت زهرا روضه, مهدی جهاندار
دق مي كنم بدون تو، اين جمله را نگو
سنگ صبور من! نرو از پيشم اي عزيز
با رفتنت به زخم غرورم نمك زني
مهريه ي زلال و روان خاطرت كه هست؟
يك روح واحديم ؛ شعاري كه داشتيم
از حال و روز من، كه شما با خبرتري
با رفتنت غريب تر از اين نكن مرا
من را ببخش؛ شوهر خوبي نبو ده ام
تقصير دستِ بسته ي من شد حلال كن
نه سال شد فقط ،چقدر زود مي روي!
فرياد مرتضي كه به جايي نمي رسد
زهرا بمان و زينب مان را عروس كن
غصه به كار دل گره ي كور مي زند
خيلي دلم براي حسن شور مي زند
دامادي حسين و حسن آرزوي توست
فكر حسين تشنه لبت را نمي كني!؟
شبها حسين تشنه لب از خواب مي پرد
اين كربلايي از همه شان مادري تر است
پيراهن حسين شنيدم تمام شد
باشد قرار بعدي مان قتلگاه شد
با هم كنار طشت طلا گريه مي كنيم
برچسبها: شعر فاطمیه, حضرت زهرا, شعر آیینی, شعر حضرت زهرا روضه
معنی لحظه آخر یعنی چی؟
باغ بی غنچه چه معنایی داره؟
آشیون بی کبوتر یعنی چی؟
جلوی چشم یه دختر، نیمهشب
بردن تابوت مادر یعنی چی؟
بره یار و نشه فریاد بکشی
چه میفهمیم ما که مضطر یعنی چی؟
پاهاش انگار نای حرکت نداره
بدون فاطمه حیدر یعنی چی؟
اشکای نم نم ساقی میدونن
وقتی که بشکنه ساغر یعنی چی
وقتی آتیش بگیره در یعنی چی؟
اونی که پر زده یار جوونش
میدونه غنچه پرپر یعنی چی
کی میدونه جای دستای تبر
روی برگای صنوبر یعنی چی؟
اولین باره که سلمان میبینه
لرزش زانوی حیدر یعنی چی
می دونید خوندن کوثر یعنی چی؟
برچسبها: شعر فاطمیه, حضرت زهرا, شعر آیینی
برچسبها: شعر فاطمیه, حضرت زهرا, شعر آیینی, سید حمید داودی نسب
شبيه مادرمان ياور پدر بوديم
به جاي مادرمان كاش پشت در بوديم
كنار مادرمان زير بال و پر بوديم
هميشه گرم عبور از همين گذر بوديم
كه از سياهي بازوش با خبر بوديم
كه با كبوتر اين خانه همسفر بوديم
نبودهايم مخيّر ولي اگر بوديم...
كه ديگران ننويسند ما پسر بوديم
برچسبها: شعر فاطمیه, حضرت زهرا, شعر آیینی, محسن ناصحی
Design By : Night Melody





