تصاویر

برای دریافت تصاویر ویژّ شهادت حضرت علی (ع) به آدرس زیر بروید:

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=21489

عالم یتیم گردید....(شعر)

سجاده گشته رنگین...

محراب کوفه امشب در موج خون نشسته

یا عرش کبریا را سقف و ستون شکسته

سجاده گشته رنگین از خون سرور دین

یا خاتم النبیین، یا خاتم النبیین

از تیغ کینه امشب فرقی دو نیم گردید

رفت آن یتیم پرور، عالم یتیم گردید

دیگر نوای تکبیر از کوفه بر نیامد

نان آور یتیمان دیگر ز در نیامد

غمخوار دردمندان امشب شهید گردید

امشب جهان ز فیض حق ناامید گردید

تنها نه خون به محراب از فرق مرتضی ریخت

امشب شرنگ بیداد در کام مجتبی ریخت

امشب به کوفه بذر کفر و ضلال کِشتند

مرغان کربلا را امشب به خون کشیدند

تیغ نفاق امشب بر فرق وحدت آمد

امشب به نام سجاد خط اسارت آمد

امشب به محو خادم، خائن دلیر گردید

آری برادر امشب زینب اسیر گردید

باب عدالت امشب مسدود شد بر انسان

امشب بنای وحدت در کوفه گشت ویران

امشب جهان ز فیض حق ناامید گردید

امشب بنام قرآن، قرآن شهید گردید

سجاده گشته رنگین از خون سرور دین

یا خاتم النبیین، یا خاتم النبیین

                                                                                    "حمید سبزواری"

راز محبوبیت علی علیه السلام

راز محبوبیت علی علیه السلام

مردم دوستی علی (علیه السلام) و علی دوستی مردم، یکدیگر را تصدیق می کنند و نشان می دهند که بزرگ، کسی است که دوستدار نیکی باشد و در راه آن شهید شود. علی (علیه السلام) همان شهید بزرگوار است.

در میان انسانها، خوبی های بسیار سراغ داریم که مورد توجه و علاقه آنها هستند، هر گاه به خیر و نیکی ستمی برسد، در واقع به همه انسانها ستم شده است و هر گاه خیر و نیکی مورد تعظیم قرار گیرد همه انسانها مورد تعظیم قرار گرفته اند.

اگر صفحات تاریخ را بررسی کنید. این حقیقت مسلم را می یابید که در میان شخصیت های بزرگ، کمتر کسی را می توان یافت که همانند علی بن ابی طالب (علیه السلام) مورد علاقه و محبت و تعظیم و تجلیل و حمایت انسانها قرار گرفته باشد و حوادث و وقایع زندگی او، این چنین مورد توجه قرار بگیرد.

این محبت در دلها موج می زند و وجدان آدمی را از انحراف حفظ می کند و در عرصه تابش آن باطل و تبهکاری خوار می گردد.

چنین محبتی انسان را در پناه حق قرار می دهد و وجدان او را نگهبان و پاسداری می کند.

حتی در این محبت آنچنان خاصیت شگفت انگیزی است که ملوان کشتی را که از بالا و پایین دچارحادثه گشته و مسافرانش غرق شده یا در آستانه غرق شدن هستند و بادهای مخالف از هر سو او را تهدید می کند نجات می دهد.

آری علی (علیه السلام) در گذرگاه تاریخ به عنوان امام حق و نیکی همانند کوهی استوار قرار گرفته به گونه ای که حوادث کوبنده و بادهای سخت آن را متزلزل نمی کند.

آنان که با علی بن ابی طالب(علیه السلام) دشمنی می کردند خود گمراه شدند و دیگران را هم گمراه ساختند، سرانجام سربه زیر خاک فرو بردند و خاموش شدند و از آنها نام و نشانی جز لعن و نفرین انسانهای خشمگین باقی نماند.

وجدان پاک انسانها درباره آنها این طور قضاوت کرد که از بین رفتند و ذلیل شدند.

اگر گناه و زشتی و تبهکاری در پیشگاه وجدان انسان ارزش داشته باشد، آنها هم ارزشی دارند.

پسر ابوطالب شعله ای فروزان در دلها و حرارتی نیرو بخش در جانها و منطقی شفابخش درعقلهاست. او را سخنی است حکیمانه و اخلاقی است بزرگوارانه، خداوند هرگز آسمان را زمین، و زمین را آسمان نمی کند! تاریخ گواه صحت این مدعاست.

شخصیت علی (علیه السلام) از هر جهت برای مردم شگفت انگیز است. رشته محبت او از هر طرف به قلب های ایشان پیوند یافته است. بسیارند کسانی که درباره این گوهر یکتا سخن گفته اند و شگفتی و محبت خود را ابراز داشته اند، همه آنها در یک نقطه تلاقی می کنند و بر سر یک موضوع اتفاق نظر دارند که علی(علیه السلام) نمونه والای فکر و بیان است.

او شخصیتی است که به نور وجدان روشن می شود. از همین جهت است که او سزاوار شگفتی و شایسته محبت عمیق است.

در میان مردم هستند کسانی که نشان پیامبری بر سینه اسرار آمیز علی (علیه السلام) می زنند. این مساله چندان تعجب آور نیست، زیرا یکی از بارزترین صفات علی (علیه السلام) این است که با مردان بزرگ جهان بشری در یک نقطه تلاقی می کند.

این مردان بزرگ نسبت به انسانها سمت پدری دارند، اما نه پدر جسمانی که به مساله زناشویی و تولید نسل مربوط می شود. بلکه پدری آنها نمونه ای از پیوند انسان به انسان و زندگی آنان به یکدیگر است.

بنابراین، پدری آنها وسیعتر وعمیقتر از پدری نسبی و معمولی است. این پدران انسانیت برتر و والاتر از آنند که در چارچوب ویژگی های قومی یا ملی محصور شوند. تاریخ کوشش کرده است که این کار را انجام دهد. اما آنها از هر قید و شرطی آزادند و تاریخ باید در این مورد کنار گذاشته شود.

از این جهت است که می بینید علی (علیه السلام) در جهان آن روز، همچون پدری روحانی است که بسیاری از مردم با همه اختلافاتی که داشتند خود را به او منسوب می کردند. آنها پناهگاهی می جستند که مظهر واقعی ارزشهای انسانی باشد. این پناهگاه کسی غیر از علی (علیه السلام) نبود. او پدر همه شهیدان است. فرزندان روحانی او با شهادت وی به خویشتن تسلیت گفتند.

علی (علیه السلام) آن بزرگمردی است که وجدان بشری در برابر تاریکی های خود خواهی، از او روشنی می گیرد، همان خود خواهی هایی که زمامداران عصری علی (علیه السلام) و اکثر زمامداران تاریخ در آن سقوط کرده اند.

علی (علیه السلام) آن بزرگمردی است که وجدان ها و اندیشه ها را آنچنان به حرکت در آورد که در جریان خود دیگر به کمکی احتیاج پیدا نکرد و زمان و مکانی را در آن تاثیری نبود.

حق جویان و عدالت خواهان در میان مردم پناهگاهی جز علی(علیه السلام) نداشتند.

او پدری مهربان بود که سایه بلند خود را بر سر کسانی می گسترد که احساس می کردند بیداد گران عدالت را با ستم خود از بین می برند وعاطفه را با سنگدلی پایمال می کنند و نیکی را با تبهکاری نابود می سازند و دولت و سلطنت خود را براساس گناه و ظلم بنیانگذاری کرده اند.

پیروان امام که در ظلمات تاریخ با نور هدایت او گام برمی داشتند چنان دلهایشان از محبت او مالامال بود که زبان و قلم از شرح آن ناتوان است. جانبازی آنان در این راه به گونه ای است که در تاریخ نمونه آن را نتوان یافت.

 

                                                                                                            "جرج جرداق"

رموز رمضان

1- ایمان به مبدأ و معاد تنها به اعتقاد قلبی و اقرار به لسان، شرط لازم هست ولی شرط کافی نیست، ورود به مرحله اجرایی و عمل به ارکان، ایمان را به درجه کمال می رساند. آنان که می گویند: ما خدا را در قلب قبول داریم و با زبان نیز شهادت می دهند ولی از انجام عبادات مانند اقامه نماز و گرفتن روزه به بهانه عدم نیاز خداوند متعال، سرباز می زنند با مراحل ایمان- که پیام مولا حضرت علی(ع) است- همخوانی ندارند.

رمضان

2- امساک از خوردن و آشامیدن و مبارزه با لذتهای جسمانی و دوری از سایر مبطلات روزه، ویژه آداب و آئین اسلام نبوده بلکه «صیام» در ادیان قبل از اسلام بوده است. راز و رمز روزه داری، مراقبت از نفس، کنترل چشم و زبان، گوش و پرهیز از محرمات از یکسو، تلاوت قرآن، صله ارحام، رسیدگی به وضع معیشتی ایتام و مساکن و درک مفاهیم قرآنی و عمل به دستورات وحی بهمراه اخلاص از سوی دیگر، رسیدن به تقوای الهی است.

3- بیماران و مسافران از گرفتن روزه معافند و پس از بهبودی و رجعت از مسافرت، در ماههای بعدی بایستی کسری یک ماه را جبران نمایند تا در زمره شایستگان قرار گیرند.

4- آنان که همانند پیرمردان، پیرزنان، سالخوردگان، زنان شیرده، به مشقت و زحمت می افتند و طاقت و توانمندی این عمل عبادتی را ندارند از آن معافند و تکلیف شرعی با اطعام مساکین به میزان هر روزه ده سیر طعام خوراکی را می توانند محقق سازند.

5- تنها ماهی که در کتاب آسمانی اسلام بطور شفاف قید شده فقط «رمضان» است و بس. آمار سایر ماهها منجمله تعداد ماههای حرام در آن قید شده ولی نام سایر ماهها در آن دیده نشده است و این امر استثنایی از اهمیت و جایگاه رفیع این ماه حکایت می کند.

6- نزول قرآن -که کتاب هدایت و دارای مؤلفه های تمیز حق از باطل- راه‌کارهای اجرایی زندگی و حیاتی و اسامی و وصول به سعادت دنیوی و اخروی است- در ماه مبارک رمضان- اتفاق افتاد. جالب توجه است که انجیل، تورات، زبور و صحف در همین ماه بر پیامبرانش نازل و ابلاغ می گردد.

7- واژه «رمضان» از ریشه «رمض» گرفته شده که به معنای بارانی که اول پاییز می بارد و هوا را از خاک و غبارهای تابستان پاک می کند و یا به معنای داغی سنگ از شدت گرمای آفتاب است پیامبر خدا فرمودند: «اِنَّما سُمِّیَ رَمضان لانّه یُرمَضُ الذُنوبَ» یعنی این ماه رارمضان نامیدند چون گناهان را می‌زداید.  انسان گنهکار می تواند از طریق توبه، استغفار، ترک معاصی، پرداخت حق الناس، در کوره گناه سوزی ذوب گردد.

8- اقامه نماز، ایتای زکوة، سفر حج، پرداخت خمس و زکوة توسط ملکف، در معرض دید دیگران قرار می گیرد ولی روزه تنها عبادتی است که نمود خارجی ندارد. فقط خدای متعال از درون صائم مطلع است.

9- گرسنگی و تشنگی روزه دار، یادآور گرستگی و تشنگی روز قیامت در آخرت و یادآور حال مساکین و محرومان بی غذا در دنیاست.

10- تبدیل سه وعده غذا به دو وعده در ماه صیام و واگذاری یک وعده به فقرا، موجب بهبودی امور اقتصادی آنان می گردد و ایجاد عاطفه بین قشر مرفه و مستضعف اتفاق می افتد. دادن افطاری به روزه داران انفاق و ایثار عدم دلبستگی به دنیا را به ارمغان می آورند.

11- اگر صفت مذموم پرخوری در سحر و بهنگام افطاری کنار رود و سد جوع در حد متعارف صورت پذیرد. بیمه سلامتی یکساله و راحت باش یکماهه دستگاه گوارش فراهم می آید. چربی خون و مواد زائد از بدن خارج می گردد.

12- معراج حضرت ختمی مرتبت(ص) و سیر در عالم بالا در ماه مبارک رمضان درشب هفدهم، 6 ماه قبل از هجرت صورت می پذیرد و در لیلة القدر هم فرشتگان عرش به فرش نزول اجلال می کنند تا سلامت و خیر را بین عبادالله توزیع کنند و شب زنده داران می توانند تقدیرات شایسته ای را برای خویش از حضرت دوست درخواست کنند و اگر گدا کاهل بود صاحب خانه تقصیر نخواهد داشت. شهادت مولای متقیان در 21 رمضان، پیام آور نهایت عشق عشق معبود به عابد است.

13- اگر خروجی یک ماه روزه داری، اجرای پرهیزکاری و رعایت حلال و حرام امور دنیوی باشد علامت قبولی طاعات در ماه صیام خواهد بود و سلام بر آنکه در این ماه هدایت پذیرد و شیطان را از دستور کارش خارج نماید.

 

شب قدر و امام زمان

قال مولانا صاحب‌الزمان (عج): فاکثرو الدعاء بتعجیل الفرج فان ذلک فرجکم؛ مولای ما حضرت صاحب‌الزمان(عج) فرموده‌‌اند: «برای تعجیل در فرج بسیار دعا کنید که گشایش کار شما نیز ...
ادامه نوشته

لَیْلَةُ الْقَدْرِ...

سورة القَدرِ 
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ 
إِنَّا انزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ (
۱) وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ (۲) لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَ لْفِ شَهْرٍ (۳) تَنَزَّلُ الْمَلاَئِكَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِن كُلِّ أَمْرٍ (٤) سَلاَمٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ (۵)
به نام خداوند بخشنده مهربان
1. ما آن را (قرآن) در شب قدر نازل كردیم
2. و تو چه می‌دانی شب قدر چیست؟
3. شب قدر بهتر از ماه است
4. فرشتگان و «روح» در آن شب به اذن پروردگارشان برای «تقدیر» هر كاری نازل می‌شوند
5. شبی است سرشار از سلامت «و بركت و رحمت» تا طلوع سپیده دم

میلاد امام حسن

زندگانی امام حسن مجتبی ع

نخستین فرزند امیر مومنان ع و فاطمه زهرا س در نیمه ماه رمضان سال سوم هجری چشم بجهان گشود. پیامبر اکرم ص نام نوزاد را از سوی خداوندحسن گذارد و در موردش فرمود: خداوندا! من او را دوست دارم تو نیز دوستش بدار.

در جنگ جمل بفرمان حضرت علی ع همراه با عمار یاسر به کوفه رفت تا مردم را بسیج کند. در اثر تلاشها و سخنرانی های آن حضرت حدود دوازده هزار نفر به یاری امام شتافتند. در طول جنگ بسیار کوشید و فداکاری کرد تا سپاه امام علی ع پیروز شود. همچنین در جنگ صفین همراه پدر بود و رشادتها و جانفشانی ها از خود نشان داد.

ویژگیهای اخلاقی

امام حسن ع از هر جهت حسن بود در وجود مقدسش نشانه های انسانیت متجلی بود. از جمله:

الف)) ارتباط با خدا: آن بزرگوار توجهی ویژه بخدا داشت. چون وضو می گرفت رنگش تغییر می کرد و وجودش به لرزه می افتاد و وقتی علت را می پرسیدند می فرمود: کسی را که در پیشگاه خدا می ایستد جز این سزاوار نیست. امام صادق ع می فرماید: امام حسن ع عابدترین و زاهد ترین و برترین مردم زمان خویش بود. چون به یاد مرگ و رستاخیز می افتاد می گریست و بی حال می شد.

ب)) جود و بخشش: امام حسن ع در طول عمر دو بار تمام اموال  و دارایی خود و سه بار نیمی را در راه خدا بخشید. روزی یکی از کنیزان دسته گلی خوشبو به ایشان هدیه کرد. آن حضرت در برابر او....

متن کامل در ادامه مطلب مطالعه فرمائید...

ادامه نوشته

از خدا می خواهیم...

در فرازهای پایانی دعای ابوحمزه ثمالی از خدا این سه چیز را می‌خواهیم:

اللهم إنی أسئلک ایمانا تباشر به قلبی،

خدایا از تو ایمانی می‌خواهم که با قلبم درآمیزد،

و یقینا صادقا حتی أعلم أنه لن یصیبنی إلا ما کتبت لی،

و یقین صادقانه‌ای را که بواسطه آن بدانم که هیچ چیزی به من نمی‌رسد مگر آن‌که تو بر من آن را نوشته‌ای،

و رضنی من العیش بما قسمت لی.

و من را راضی گردان از زندگی به آن‌چه نصیبم کرده‌ای.

رویت...!

جمعیت در تکاپوی رویت بود.

شبِ تاریک و بدون ماه و مردمانی اهل شهر پیامبر که به انتظار رویت بودند.

مردم کم کم خسته شداند و از تعدادشان کاسته شد.

ناگهان صدای یا علی یا علی بلند شد .رویت

آن ملعون شتابان به طرف حضرت آمد و گفت : ((من ماه را دیدم. من موفق به رویت هلال ماه شدم.))

علی ابن ابی طالب پرسید :(( ماه درکدام سمت آسمان است؟))

عمر با دستش به سمتی از آسمان اشاره کرد و گفت: ((در آن طرف است می بینی؟!))

حضرت به او  نگاهی عاقل اندر سفیر گونه انداخت و با لبخند فرمود:(( دستی به موهایت بکش...))

عمر هم این کار را انجام داد و با تعجب گفت:((هلال ماه غیب شد...هلال ماه غیب شد...))

بیچاره تار موی سفیداش را که بر روی چشمش آمده بود را هلال ماه فرض کرده بود...


حکایتی که خواندید را دو سال پیش  روز اول ماه مبارک رمضان، در تاکسی  شنیدم  از زبان پیرمردی و همان موقع نوشتم...

http://www.shirintar.blogfa.com

 

 

از جنس آسمان

از ماهی کوچولو پرسیدم: تو چند نفر را دوست داری؟ماهی

گفت: تمام ماهیان و آب های این رودخانه را...

با تعجب پرسیدم : تو که خیلی کوچکی چطور می تونی این همه رو دوست داشته باشی!

گفت: کافی است دلت از جنس آب زلال باشد و مثل آسمان آبی...

.گفت: کافی است که غرور نداشته باشی...

احادیث رمضان

سلام دوستان!

امشب رفته بودم مجلس هفته ی یکی از فامیلهامون که به رحمت خدا رفته بود(یه حمد و سوره واسش بخونین) پسر جونی بوده خدا اونو و همه ی ماهارو بیامرزه...

با خودم گفتم نکنه ماهم تا جوانیم بیفتیم به هر دلیلی بمیریم نمی دونم با دوستای.... یا به هر دلیل دیگه ای که حالا نمی دونم خلاصه گفتم که یکم حواستون بیشتر از این جمع کنین...

آخه می دونین یکی از چیزهایی که اون طرف(اون دنیا) اساسی بهش گیر می دن حق ناسه که فکر کنم خیلی مهمه چون خدا می گه من حق خودمو (نماز و...) رو می گذرم ولی از حق ناس نمی تونم بگذرم چون حق مردمه

تا تو این ماه که می شه خیلی راحت تر به خدا نزدیک شد با خدا رفیق شد و ...

خلاصه امید وارم نماز شبتون هم امشب فراموش نکیند چون معلوم نیست ما کی بمیریما و هنوز با خدای خودمون رفیق نشدیم رفیق که نداریم حداقل...


در ادامه مطلب بخوانید:

چهل حدیث در رابطه با

رمضان و روزه

جهل حدیث

1-پایه‏ هاى اسلام

2-فلسفه روزه

3-روزه آزمون اخلاص

4-روزه یاد آور قیامت

5-روزه زكات بدن

6-روزه سپر آتش

7-اهمیت روزه

8-روزه نفس

9-روزه واقعى

10-برترین روزه 

...


http://www.shirintar.blogfa.com/

راستی ایم مطالبو می تونین برای بردها و .. هیئتها و... استفاده کنین.

اون احدایث بالای بالای صفحه هر روز عوض می شه می تونین استفاده کنین قبل اسم اصلی وبلاگه اون بالا...

 طبق حرفی هم که زده بودم زود به زود وبلاگو به روز کردم

افطار با تو

ماییم غریب ای امام هشتم      افطار بیا دور هم افطار کنیم

آقا جون شنیدم که شما با فقیرا و ... غذا می خوردی. شنیدم با همه ی بد بخت ها سر یه سفره می نشستی با هاشون حرف می زدی درد دلشونو می شنیدی. درداشونو دوا می کردی... اصلا بهشون می گفتی بیان خونت بیان اوجا... دعوتشون می کردی... یعنی ما دیگه فقیرم نیستیم، در خونه ی شما! دیگه دعوتمون نمی کنی؟! بیایم پیشت بشینیم دردامونو بگیم تو هم بشنوی دردامونو دوا کنی...بیای با هامون سر یه سفره بشینی....

امام رضا

 

این چند شب که رفتم دعای ابو حمزه خیلی دلم می خواد مداحا از شما بخونن چون خیلی دلم برات تنگ شده آخه من یه انس عجیبی با خودت آقا جون... با در دیوار حرمت آقا جون... با  صحن و سرای زیبات... انس گرفتم...

«گوشه ی صحن قدستو به هر دو عالم نمی دم» دلم برای اشک ریختن تو صحن قدس تنگ شده...

دلم می خواد بیام پیشت صحناتو جارو بکشم... صورتمو رو زمینا مثل یه آهو بکشم...

دلم می خواد آهو بشم تو هم بشی ضامن من....

چند طلوع دیگر مانده...؟

 


شرمنده خیلی خوب از آب در نیمده دیگه بذارین به حساب....

http://www.shirintar.blogfa.com/