شعر حضرت محسن-روضه

تقدیم به حضرت محسن بن علی علیه السلام:

 

اگرچه نام تو تسبیح ذکر عام نباشد

نمی شود که تو باشی و از تو نام نباشد

 

تو جرم واضحشانی، چه قدْر ازتو نگفتند

 که روی قاتلت انگشت اتهام نباشد

 

دلیل اینکه چرا کوچه نیست بعد تو این است

محل قتل تو در دیده ی عوام نباشد

 

هزار سال گذشته ست و ترسشان فقط این است

که ازمن و تو درآن کوچه ازدحام نباشد

 

تو محسنی، حسنی که حسین هستی، ازاین رو؛

نمی شود که نبود ِ تورا پیام نباشد

 

مگر ملاک تشیُّع به سنّ وسال ولی است

که گفته ماه نشد ماه تا تمام نباشد؟!

 

چنان حسین و حسن، محسن آه نیز نمی شد؛

که طفل فاطمه باشد ولی امام نباشد

 

گذشت ِ عمر حلالش، کسی که آمد و فهمید

که حُرمت تو کم ازمسجد الحرام نباشد

 

خدا اراده اش این بود 

در نیامدن ِتو

که جز خودش احدی باتو همکلام نباشد

مهدی رحیمی-دلیجان

شعر مدح امیرالمومنین

مدح امیر المومنین(علیه اسلام):

ایوان تو برده است دل شاه و گدا را

حیران تو کرده است خدا آینه ها را

ایوان نجف سر در ایوان بهشت است

یعنی به علی داده خدا عرش علا را

هستند گدای تو شریفا و وضیعا

هستند غلام تو صغارا و کبارا

قد هامت الاوهام ، وقد ذلّت الاقدام

هرکس به نجف آمده دیده است خدا را

تا نام علی را پدرم خواند به گوشم

دادم به هوای تو دل بی سر و پا را

عمری است گواهند طپشهای دل من

پرپر زدم و سوختم ایوان طلا را

انگار هوای نجف افتاده به جانش

پاییده ام امشب دو سه تا کوچه صبا را

ما بی تو فقط آه کشیدیم ، نسیما

از ما ببر امشب به نجف این همه...هاآآآآآآآآآآ را

قربان سرکوی حبیبی که به بویی

دیوانه ی خود کرده تمام عقلا را

قربان نگاری که از او زود تر از ما

جبریل خریده است به جان درد و بلا را

قربان طبیبی که به یمن نفس او

هرکس که رسیده است گرفته است شفا را

قربان امیری که سر خوان قناعت

با نان جوی ساخته لیلا و نهارا

قربان غریبی که به تاریکی شبها

بردوش کشیده است غذای فقرا را

ناز قد و بالاش که تا صبح قیامت

خم کرده رکوعش قد محراب دعا را

با شهد بیانی به گوارایی کوثر

کرده است اسیر لب خود آب بقا را

دور و برهر دانه ی انگور ضریحش

عالم همه مستند و ماهم به سکاری

یارب به تو سوگند مبادا که بگیری

از خاک سر کوچه ی حیدر سر ما را

تا سایه ی خورشید نجف برسرم افتاد

ای ماه سمرقند نداری تو بخارا

گر پاک نسوزم سراین عشق علی جان

"من مات علی حبّ" توآید به چه کارا

فانی نشوم در تو اگر باچه کنم طیّ

این پیچ و خم تیره ی دالان بقا را

درویشم و بردوشم کشکول گدایی است

چندی است که آتش زده ام رخت ریا را

با سوز غم عشق تو مرهم نستانم

با درد تو انداخته ام دور دوا را

تا معنی الله صمد را بشناسی

کافی است ببوسی درِ این صحن و سرا را

تادوستی اش اصل نماز است ، مؤذن

بی نام علی نعره نزن "حیّ علی"را

احرام نبندید ، بمانید و نگیرید

بی سعی و صفای حرمش راه منا را

توحیدِ علی را احدی درک نکرده است

چشمان علی جور دگر دیده خدا را

والله که هرکس ز علی روی بتابد

یک مرتبه هم سجده نکرده است خدا را

او بود که برداشت چو کاهی در خیبر

او بود که آورد به قاموس فتی را

سرها همه افتاد و سپرها همه افتاد

تا تیغ تو چرخید یمینا و یسارا

از هیبت نام تو بلرزد دل هستی

تا از کمرت باز کنی تیغ دوتا را

برگشت به ایمای تو خورشید به مشرق

پلک تو به هم ریخت قدر را و قضا را

روباه چه سنجد که برد دست به شمشیر

مرهب چه شناسد جگر شیر خدا را

والله که در معرکه ها حیدر کرار

اندازه ی یک پلک ندیده است قفا را

حدّ تو به هم ریخته اعصاب قلم را

شآن تو بریده است زبان شعرا را

تا هست به فرمان تو منهاج بلاغت

باید که ببندند دکان فصحا را

کفر است بگویید که غالی شده ام من

بر بنده ی حیدر نزن این تهمت ها را

این ها رشحاتی است که وام از تو گرفتم

ورنه چه کسی داده به من طبع رسا را

از عشق تو عمری است که درجوش و خروشم

بگذار بمانم به همین حال خدا را

 

استاد عباس شاهزیدی(خروش)-اصفهان

شعر مدح امام حسن-شعر هیات

مرا که بی قرار می کند حسن
به جرعه ای خمار می کند حسن
مرا که مست ، می ، برای غیر مست
شراب را شرار می کند حسن
مرا اگر شده است محض دلخوشی
گدای خود شمار می کند حسن
خدا ! تو خالق کرامتی ولی
بیا ببین چه کار می کند حسن!
رسول، جز حسین پاره تنش
به کیست افتخار می کند، حسن.
ضریح سینه را اگر طلا ، حسین
ولی پراز عیار می کند حسن
حسین و کشتیش درست ، منتها
مرا اگر سوار می کند ، حسن
دل مرا حسین می برد ولی
شکار را شکار می کند حسن
حسین ، کربلا – نه اینکه مادری است -
بقیع اختیار می کند حسن

محسن ناصحي-اصفهان

امام زمان

زمین تشنه ست...باید شیر باران را بپیچانی

بپیچی مثل یک رود و بیابان را بپیچانی

 

درین دریا فقط باد مخالف می وزد آقا !

بیا ای باخدا ! باید که سکان را بپیچانی

 

تماشا کن که پیچ دست ظالم هرز گردیده

بیا باید که دست هرز ایشان را بپیچانی

 

صدای عربده پیچیده در این کوچه ها هرشب

تو باید پیچ این ضبط رجزخوان را بپیچانی

 

بیایی مثل یک آقامعلم...مهربان...خوشرو

ز روی لطف گاهی گوش انسان را بپیچانی

 

نه بدقولی که خیل عاشقان را قال بگذاری

نه بدعهدی که وقت وعده آنان را بپیچانی

محسن رضوانی/تهران

آن اسم اعظم که بزرگان در پی اندش

سربندِ یا زهراست محکم تر ببندش

 

هر کس که در سر آرزوی عشق دارد

هنگام رفتن با شهیدان می برندش

 

بابا! وصیّت نامۀ همسنگرت کو؟

این روزها خون می چکد از بند بندش

 

آقا معلم قصه از آنروزها گفت

کردند سال ِ آخری ها ریشخندش

 

شرمی نکردند از صدای سرفه دارش

چیزی نخواندند از نگاه دردمندش

 

گیرم عَلم از دست عباسی بیافتد

عباس دیگر می کند از جا بلندش

 

هر کس به این آسانی اهل کربلا نیست

کار حسین است و دل مشکل پسندش

مهدی جهاندار

شعری برای حجر بن عدی


"بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر

کز آتش درونم دود از کفن برآید"

 

 

مردی از گور به پا خاست که مست است هنوز

خبر آورد که میخانه نبسته است هنوز

 

ذوالفقار علی و گوشه نشینی هیهات

نه مگر پهلوی آیینه شکسته است هنوز

 

این سوی واقعه عباس زمین خورد و حسین،

آن سوی معرکه بر اسب نشسته است هنوز

 

"ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه؟"

یار پیداست که دیوانه پرست است هنوز

 

"مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه؟"

که دلت بر سر پیمان الست است هنوز

 

هر کجا قبر مُرید علی و آل علی است

بگشایید که شمشیر به دست است هنوز

مهدی جهاندار

فراخوان غدیر


((اَلیوم اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم وَ اَتمَمتُ علیکم نعمَتی))
 
فراخوان

به مناسبت گرامی داشت اعیاد بزرگ قربان و غدیر و همزمان با هفته ولایت ، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان جنوبی، هشتمین جشنواره ملی فرهنگی و هنری قربان تا غدیر را برگزار می کند:
اهداف
اتحاد و همدلی  با تاُسی از عید بزرگ قربان
 الگوپذیری و شخصیت پردازی  با تاُسی از شخصیت و معارف امام علی (ع)
بخش های جشنواره:
شعر، خوشنویسی، گرافیک، مقاله نویسی
بخش شعر:
موضوع: شاخصه های انسان کامل در فرهنگ ابراهیمی و علوی، مقام ابراهیم، مناقب علوی، حجه الوداع
الف) شرایط شرکت  و ارسال آثار
·         قالب شعر ارسالی به جشنواره آزاد است (قصیده غزل، شعر سپید و ...)
·         شرکت کنندگان می توانند حداکثر 2 اثر به دبیرخانه جشنواره به دو شیوه ارسال نمایند.
·         ارسال آثار به صورت فایل word از طریق پست الکرونیک جشنواره
·         ارسال آثار در قالب لوح فشرده به صورت فایل word  از طریق آدرس پستی
·         آثاری که به صورت دستنویس ارسال شود از دور داوری حذف خواهد شد.
·         دبیرخانه جشنواره توسط هیئت داوران تعدادی از آثار را انتخاب و از صاحب اثر جهت حضور و قرائت شعر دعوت به عمل خواهد آورد، عدم حضور شرکت کنندگان در بخش قرائت اشعار به منزله انصراف تلقی و از دورنهایی داوری حذف خواهند شد.
·         اشعار برگزیده جشنواره در کتاب مجموعه آثار جشنواره به چاپ خواهد رسید.
 
جوایز بخش شعر:
نفر اول : تندیس جشنواره ، دیپلم افتخار و80000000 ریال
نفر دوم: لوح تقدیر و مبلغ 7000000 ریال
نفر سوم: لوح تقدیر و مبلغ 6000000 ریال
نفر چهارم: لوح تقدیر و مبلغ 5000000 ریال
نفر پنجم : لوح تقدیر و مبلغ 4000000 ریال
نفر ششم: لوح تقدیر و مبلغ 3000000 ریال
بخش خوشنویسی:
موضوع: سخنان حکمت آمیز نهج البلاغه ( کلمات قصار )
رشته ها: نستعلیق، ثلث ایرانی
الف) شرایط شرکت  و ارسال آثار :
شرکت کنندگان می توانند حداکثر 2 اثر در هر رشته به دبیرخانه جشنواره به دو شیوه ارسال نمایند.
·         ارسال آثار از طریق پست الکترونیک جشنواره
·         ارسال آثار در قالب لوح فشرده از طریق آدرس پستی
·         آثار ارسالی می بایست با فرمت  jpg  با وضوح 300 dpi  و اندازه تقریبی 15*10 سانتی متر باشد.
·         آثاری که فاقد کیفیت دیجیتالی فوق باشند بررسی نخواهند شد.
·         آثاری که در دیگر جشنواره ها، برگزیده شده اند پذیرفته نمی شود.
·         در صورت تایید و اعلام دبیرخانه از طریق سایت جشنواره یا تماس تلفنی اصل اثر به همراه فرم شرکت به نشانی دبیرخانه ارسال گردد.
·         ابعاد  آثار با احتساب پاسپارتو حداکثر 70*50 سانتی متر و حداقل 50*35 باشد
·         تنها اصل آثار دریافتی پس از برگزاری جشنواره عودت داده خواهد شد.
·         دبیرخانه جشنواره هیچگونه مسوولیتی در قبال خسارت وارده به آثار از طریق پست را ندارد.
·         به هنرمندانی که آثارشان به مرحله نمایشگاهی راه می یابند گواهی شرکت اعطا خواهد شد.
·         اسامی هیئت داوران متعاقبا درسایت جشنواره اعلام خواهد شد.
·         آثار برگزیده جشنواره پس از دریافت جوایز متعلق به دبیرخانه جشنواره خواهد بود.
·         آثاری که به مرحله نمایشگاهی راه یافته اند با نظر هیأت انتخاب و کارشناسی دبیرخانه جشنواره به صورت توافقی خریداری خواهند شد.
ب) جوایز:
در هر رشته:
نفر اول : تندیس جشنواره ، دیپلم افتخار و مبلغ 14000000 ریال
نفر دوم : لوح تقدیر ، و مبلغ 12000000 ریال
نفر سوم: لوح تقدیر ، و مبلغ 10000000 ریال
 
بخش گرافیک:
 
موضوع: مفاهیم نمادین پیوند قربان و غدیر، تبیین ولایت در قربان و غدیر
 طراحی پوستر(دیجیتال)
الف) شرايط شركت و ارسال آثار:
·         شرکت کنندگان می توانند حداکثر 2 اثر به دبیرخانه جشنواره به دو شیوه ارسال نمایند.
·         ارسال آثار از طریق پست الکترونیک جشنواره
·         ارسال آثار در قالب لوح فشرده از طریق آدرس پستی
·         آثار ارسالی می بایست با فرمت  jpg  با وضوح 300 dpi  و اندازه تقریبی 15*10 سانتی متر
·         آثاری که فاقد کیفیت دیجیتالی فوق باشند در مرحله نخست بررسی نخواهند شد.
·         در صورت تایید و اعلام دبیرخانه از طریق سایت جشنواره یا تماس تلفنی آثار در ابعاد حداقل 30 و حداکثر 60 سانتی‌متر با پسوند Tif و 300 dpi بر روی CD به همراه تصویر اثر در قطع A3 اثر به همراه فرم شرکت به نشانی دبیرخانه ارسال گردد.
ب) جوايز:
نفر اول: تندیس جشنواره،دیپلم افتخار و مبلغ 10000000 ریال
نفر دوم : لوح تقدیر ، و مبلغ 8000000 ریال
نفر سوم: لوح تقدیر ، و مبلغ 6000000 ریال
بخش مقاله نویسی:
موضوع: جایگاه غدیر در منابع تاریخی اهل سنت، مقایسه تطبیقی میان سنت قربانی کردن دراسلام و ادیان دیگر
الف)راهنمای تدوین مقالات:
·         مقاله ارسالی باید حاوی عنوان، مشخصات و آدرس و شماره تماس نویسنده، چکیده، واژگان کلیدی، مقدمه، متن اصلی، نتیجه گیری، پی‌نوشت‌ها و فهرست منابع و ماخذ طبق آیین نگارش مقالات علمی- پژوهشی باشد.
·         مقالات  ارسالی نباید پیش از این (اعم از چاپی یا الکترونیکی) چاپ شده باشند.
·         ترجیحاً مقالات، نتیجهً تحقیق و پژوهش نویسنده یا نویسندگان باشند.
·         مقاله در محیط Microsoft Word   2003 و بر روی کاغذ 4A  نوشته شده باشد. حجم مقاله بین 15 تا 20صفحه باشد.
·         زبان رسمی همایش فارسی است.
·         مقالات فرستاده شده از طریق پست به آدرس دبیرخانه یا پست الکترونیک باید حاوی فایل Word باشند.
·         10 مقاله برتر جشنواره در کتاب مجموعه مقالات جشنواره به چاپ خواهد رسید.
 
 
الف)جوایز:
نفر اول: یادمان جشنواره،دیپلم افتخار و مبلغ 12000000 ریال
نفر دوم : لوح تقدیر ، و مبلغ 100000000 ریال
نفر سوم: لوح تقدیر ، و مبلغ 8000000 ریال
 
 
 
 
مقررات عمومی:
·         تکمیل فرم شرکت و ارسال آن به همراه آثار الزامی است.
·         ارسال اثر توسط افراد به منزله قبول مالکیت اثر و اصالت آن تلقی گردیده و هیچ گونه مسئولیتی به عهده دبیرخانه نمی باشد.
·         دبيرخانه جشنواره مجاز خواهد بود از تصویر آثار با قيد نام صاحب اثر در موارد چاپی و تصویری و هر نوع حامل دیجیتال و یا فضای مجازی استفاده نمايد.
·         نشست های تخصصی و کارگاه های آموزشی به عنوان برنامه های جنبی با حضور میهمانان اساتید و صاحبنظران برگزار خواهدگردید.
·         اسکان و پذیرایی در طول برگزاری جشنواره به عهده دبیرخانه جشنواره بوده و به دعوت شدگان در مرحله ی نهایی کمک هزینه سفر پرداخت خواهد شد.
 
 
گاه شمار جشنواره:
آخرین مهلت دریافت آثار:  15/7/91
افتتاحیه، کارگاه های جنبی و نمایشگاه آثار برتر جشنواره: 10/8/91
اختتامیه جشنواره: 11/8/91
 
نشانی پستی: بیرجند، خیابان شهید محلاتی، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان جنوبی، دبیرخانه دائمی جشنواره‌ ملی فرهنگی و هنری قربان تا غدیر شماره تماس:4323399 -0561
نمابر:4323399-0561
پست الکترونیک:  jh.ershad@yahoo.com      info@jashnvareh-kj.ir
 پایگاه اطلاع رسانی:khj.farhang.gov.ir    و   www.jashnvareh-kj.ir
 

میلاد حضرت زهرا-متن

درسى به مسلمین»

 

 عروسى على و فاطمه (علیهما السلام) یکى از حساس ترین و مهم ترین نمونه هاى ازدواج اسلامى بود؛ زیرا پدر دختر، بزرگترین شخصیت جزیرة العرب بلکه جهان اسلام و پیغمبر برگزیده خدا بود. دختر نیز بهترین و فهمیده ترین و با کمال ترین زنان اسلام و یکى از چهار زن بزرگ بشریت به شمار مى آمد.(1) داماد هم از حیث اصل و نسب از شریف زادگان عرب بود و از جهت علم و کمال و شجاعت بر تمام رجال اسلام برترى داشت. او همچنین جانشین رسمى، وزیر و مشاور رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) و مرد دلاور اسلام و سپهسالار سپاه مسلمین بود.

 چنین ازدواجى باید بر طبق روال، با شوکت و تشریفات خاصى برگزار شود؛ اما به گواهی صفحات تاریخ با کمال سادگى انجام گرفت. جهاز بانوى نمونه اسلام در کمال سادگى تهیه شد. جالب تر این که همین جهاز مختصر هم با مهریه خود حضرت زهرا (علیها السلام) تهیه شد؛ نه این که مهریه را سر جاى خود بگذارند و پدر دختر با هزارن گرفتارى و درد سر، جهازى براى دخترش تهیه کند.(2)

 

 پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مى توانست، هر طور شده ولو به قرض گرفتن هم باشد، جهاز آبرومندى، مطابق معمول روز، براى یگانه دختر عزیزش تهیه کند و بگوید: من پیغبر خدا هستم و باید مراعات شئون خود را بکنم. دخترم نیز از بهترین زنان جهان است و باید اسباب خوشحالى او را فراهم سازم. دامادم نیز از رجال نامى اسلام است و براى احترام و قدردانى از زحمات او باید وسائل آبرومندى برایش تهیه کنم و ...

از سوی دیگر على بن ابى طالب (علیه السلام) نیز از آن جوانانی نبود که براى تهیه مال و ثروت و به منظور جهاز مفصل ازدواج کند و اگر جهاز عروسى نقصان داشت، هر روز اسباب ناراحتى همسر بیگناهش را فراهم نموده و با سرزنش‌ها و ایرادهاى بیجا، بنیان زناشویى را متزلزل سازد.

على (علیه السلام)، امام و پیشواى آینده ملت بود و مى خواست با این گونه افکار غلط مبارزه کند. او نیز اثاث ساده‌ای را برای عروسی تهیه کرد: یک چوب برای آن که لباس هایشان را روی آن بیندازند و مشک آب را بر آن آویزان کنند، یک عدد پوست گوسفند، یک عدد متکا، یک عدد مشک برای آب و یک عدد غربال آرد.

اسلام عقیده دارد که مسابقه خانواده‌ها در امور اقتصادی، زندگی را بر مردم سخت می‌کند و مشکلات بزرگی را برای ملت‌ها به وجود می‌آورد؛ لذا باید با تسهیل در امر ازدواج، جوانان را به تشکیل خانواده متمایل نمود تا از هزاران مفاسد اجتماعی و امراض روحی جلوگیری شود. مخارج سنگین و بی فایده، بنیان اقتصادی را در آغاز زندگی نوین متزلزل و سست می‌کند و به محبت و صفای زن و شوهر لطمه می‌زند و جوانان را به ازدواج بی رغبت می‌کند. برای همین بود که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) که ضرر و مفاسد مسابقه در ازدیاد جهاز و مهر را مى دانست، در آن ازدواج نمونه، که متصدیان امرش شخص اول و دوم اسلام بودند، کمال سادگى را به عمل آورد تا براى ملت مسلمان و زمامداران مسلمین درسی عملى و آموزنده باشد.

رفتار پیامبر گرامی اسلام و علی و فاطمه (علیهم السلام) مصداقی است تا سرمشقی باشد برای خانه هایی که می‌خواهند ابر تاریک تمایلات نفسانی و مسابقات اقتصادی بر دشت مهربانیشان تاریکی نیفکند.

   (برگرفته از کتاب "بانوی نمونه اسلام، فاطمه زهرا (علیها السلام) تألیف: "آیت الله ابراهیم امینی" (با اندکی تلخیص و اضافات))

 

 

سایت مذهبی وب فرارسیدن 20 جمادی الثانی، سالروز میلاد

بانوی برگزیده آسمان­ها و زمین، سرمشق نیکوی مومنین

حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام)

را به تمامی مسلمانان، به خصوص شما دوست گرامی تبریک و تهنیت می‌گوید.

 

شعر میلاد حضرت زهرا

مکه با تو گزیده خاک است آسمان منوری دارد

همه جا عطر یاس پیچیده است خاک بوی معطری دارد

گفته بودند بی پسر مانده است  چوب خشک است و بی ثمر مانده است

غافل از اینکه یک نفر مانده است  آخر این مرد دختری دارد

مرد قرآن !بگو چه غم داری؟  غم مخور تو سه آیه کم داری

خیز و صلّ لربکَ وَانحر ، سوره های تو کوثری دارد

ما خَلقتُ مگر برای علی و علی را مگر به خاطر تو

راستی ای رسول ! خلقت تو  جز علی شرط دیگری دارد

حرف از ماه و صحبت از زهره است  حرف از آب حرف از آیینه است

مادر آب رخ نموده است و پدر خاک همسری دارد

یا علی ! اقتدار کافی نیست  تکیه بر ذوالفقار کافی نیست

غم مخور هرچه یار کافی نیست  ذوالفقار تو خواهری دارد

یسکه زیباست ذکرتان بانو! همه گفتند و باز می گویم

آمدی ّو دوباره پیغمبر با تو حس کرد مادری دارد

دوست دار تو را حسابی نیست ترس از شدت عذابی نیست

فاطمه آمده است و شیعه او شافع روز محشری دارد.

محسن ناصحی-اصفهان

شعر مدح حضرت علی

آمد آیینه را ز رو ببرد 
از سر عشق های و هو ببرد
دل ما را  به جستجو ببرد 
از دل جرعه ها سبو ببرد
و سبو جام مرتضایی شد 
و دل هر دوشان خدایی شد
و خدا خواست محترم باشند
با قدم بوده ، بی عدم باشند
زوج باشند ، یک رقم باشند 
و خدا خواست مال هم باشند
و نباشند جز حبیب همه  
و علی ، فاطمه طبیب همه
همه دیدند شمس تابنده است 
سر به پا از خداش آکنده است
همه گفتند اینکه پاینده است 
به خدا این خداست یا بنده است
بنده اما چه بنده مولاتر 
بنده ای از تمام آقا تر
گفتم آقا ، علی تصور شد
و دهان غزل پر از دُر شد
و قصیده که نانش آجر شد 
کار شاعر به من تفاخر شد
شاعر آمد حضور بنویسد
از علی با غرور بنویسد
و نداند چه جور بنویسد
با قلمدان نور بنویسد
نورآمد دوباره همهمه شد 
و علی بود شکل فاطمه شد
فاطمه آمد انقلابی شد 
در دل واژه التهابی شد
نوبت مرد ماهتابی شد 
که در این شعر آفتابی شد
آفتابی که سایۀ سرم است
عشق او جزء جزء پیکرم است

غلامرضا فاتحی-اصفهان

اشعار میلاد حضرت زهرا

شب تاریک کنار تو به سر می آید

نام زهرا به تو بانو چقدر می آید

آبرو یافته هر کس به تو نزدیک شده

خار هم پیش شما گل به نظر می آید

و نبوت به دو تا معجزه آوردن نیست

از کنیزان تو هم معجزه بر می آید

به کسی دم نزد اما پدرت می دانست

 وحی از گوشه چشمان تو در می آید

پای یک خط تعالیم تو بانو والله

عمر صد مرجع تقلید به سر می آید

مانده ام تو اگر از عرش بیایی پایین

چه بلایی به سر اهل هنر می آید

مانده ام لحظه پیچیدن عطر تو به شهر

ملک الموت پی چند نفر می آید

کاظم بهمنی


کلیپ شهات

شب شعر فاطمی-شهادت

(برای دیدن فیلم کلیک کنید)

محمد خادم

شعر خوانی محمد حسین ملکیان:

 ">

شعر خوانی محسن ناصحی(کلیلک کنید)

 

میلاد حضرت زهرا

کلیپ تصویری برای میلادحضرت زهرا:

برای دبدن این کلیپ در آپارت کیلیک کنید.

برای دانلود کلیک کنید

اشعار فاطمیه

شبی که گیسوی اطفال خانه شانه نباشد

همان شبی ست که زهرا درون خانه نباشد

 

علی و فاطمه باشند توی ذهن خدا و-

برای خلقت هفت آسمان بهانه نباشد؟

 

میان این دو به خنده به گریه یا به گلایه

عبارتی نشنیدم که عاشقانه نباشد

 

خداچگونه بیاید پی جنازه ی عشقش

اگر مراسم تدفین تو شبانه نباشد؟!!

 

مزار مخفی زهراست هرکجا که هزاران

پرنده باشد و ردی از آب و دانه نباشد...

اشعار فاطمیه

اشکت چکید نم نم و باران لقب گرفت

چشم تو ابر و آه تو تو فان لقب گرفت

از بسکه دردهای علی را گریستی

بعد از تو غنچه سر به گریبان لقب گرفت

بانوی آبهای جهان خانه ی تو نیست

این گوشه ای که کلبه ی احزان لقب گرفت

شش گوشه ی بهشت ضریح حسین توست

آری همان که شاه شهیدان لقب گرفت

آن شش هزار و ششصد و اندی به جای خود

تنها سه آیه بود که قرآن لقب گرفت

برخوان « یطعمون »تو دائم نشسته  «دهر»

این سوره «هل اتی علی الانسان » لقب گرفت

از خانه ی «لیذهب عنکم» شروع شد

نوری که قلب عالم امکان لقب گرفت

پروانه سوخت پشت دری که....خدای من

این بود آتشی که گلستان لقب گرفت؟

بانو  ! فقط کلید شفاعت به دست توست

هرکس تو را نداشت پشیمان لقب گرفت

ناموس خلقتی به خداوندی خدا

تنها مزار توست که «پنهان » لقب گرفت

عباس شاهزیدی

اشعار فاطمیه

نفسي على زفراتها محبوسة

يا ليتها خرجت مع الزفرات

لا خير بعدكِ في الحياة، وإنّما

أبكي مخافة أن تطول حياتي

 

 

جانم در اين ناله ها زنداني تنم شده است.

كاش جانم با این ناله ها از تنم خارج ميشد.

كه زندگي پس از تو ديگر هيچ خيري ندارد.

و من از ترس اين كه عمرم طولانی شود٬ مي گريم...

اشعار فاطمیه

زهرا همان غمي است كه در سينه علي است

 
پهلو شكسته ايست كه آيينه علي است


زهرا كه دست هاي به دستاس رفته اش


احساس دست هاي پر از پينه علي است


زهرا همان علي ست كه آيينه خداست


زهرا همان خداست كه آيينه علي ست


افلاك را ببين كه چه بيهوده خاك را...


زهرا بگو مزار تو در سينه علي ست


زهرا! بيا ببوس گلوي حسين را


اين ابتداي غربت ديرينه علي ست

مهدی جهاندار-اصفهان 

اشعار فاطمیه

حرف سفر

بايد بري؛ نه ! محض رضاي خدا نگو
دق مي كنم بدون تو، اين جمله را نگو

زهرا بمان و زندگي ام را به هم نريز
سنگ صبور من! نرو از پيشم اي عزيز

باور نمي كنم كه دلم را تو بشكني
با رفتنت به زخم غرورم نمك زني

زهرا شب عروسي مان خاطرت كه هست؟
مهريه ي زلال و روان خاطرت كه هست؟

يادت كه هست قول و قراري كه داشتيم!؟
يك روح واحديم ؛ شعاري كه داشتيم

اي دل خوشي ِ زندگي ام! مي شود نري
از حال و روز من، كه شما با خبرتري

گريه نكن محدثه ، غمگين نكن مرا
با رفتنت غريب تر از اين نكن مرا

خاتون من! قلندر خوبي نبوده ام
من را ببخش؛ شوهر خوبي نبو ده ام

با درد ِ دنده هاي ِ شكسته جدال كن
تقصير دستِ بسته ي من شد حلال كن

دلگرمي علي! به نظر زود مي روي!؟
نه سال شد فقط ،چقدر زود مي روي!

بعد از تو فيض هاي خدايي نمي رسد
فرياد مرتضي كه به جايي نمي رسد

زهرا بمان و چهره ي غم را عبوس كن
زهرا بمان و زينب مان را عروس كن


غصه به كار دل گره  ي كور مي زند
خيلي دلم براي حسن شور مي زند

زهرا نرو، كه بغض بدي در گلوي توست
دامادي حسين و حسن آرزوي توست

حالا كه اعتنا به قسم ها نمي كني
فكر حسين تشنه لبت را نمي كني!؟

ديدي كه رنگ از رخ مهتاب مي پرد
شبها حسين تشنه لب از خواب مي پرد

در باغ ميوه هاي دلت، سيب نوبر است
اين كربلايي از همه شان مادري تر است

حرف از سفر زدي و تبسم حرام شد
پيراهن حسين شنيدم تمام شد

باشد برو-قبول- علي بي پناه شد
باشد قرار بعدي مان قتلگاه شد

باشد برو كه كرببلا گريه مي كنيم
با هم كنار طشت طلا گريه مي كنيم

وحید قاسمی-تهران

اشعار فاطمیه

می‌دونید رفتن دلبر یعنی چی؟
معنی لحظه آخر یعنی چی؟

باغ بی غنچه چه معنایی داره؟
آشیون بی کبوتر یعنی چی؟

جلوی چشم یه دختر، نیمه‌شب
بردن تابوت مادر یعنی چی؟

بره یار و نشه فریاد بکشی
چه می‌‌فهمیم ما که مضطر یعنی چی؟

پاهاش انگار نای حرکت نداره
بدون فاطمه حیدر یعنی چی؟

اشکای نم نم ساقی می‌دونن
وقتی که بشکنه ساغر یعنی چی 

درِ علمه علی و خوب می‌دونه
وقتی آتیش بگیره در یعنی چی؟

اونی که پر زده یار جوونش
می‌دونه غنچه پرپر یعنی چی

کی می‌دونه جای دستای تبر
روی برگای صنوبر یعنی چی؟

اولین باره که سلمان می‌بینه
لرزش زانوی حیدر یعنی چی

بعد از این بی فاطمه، پیش علی
 می دونید خوندن کوثر یعنی چی؟

قاسم صرافان

اشعار فاطمیه

«در فاطميه بود که ما سينه زن شديم»*

با پيرهن سياه عزا سينه زن شديم 

در روضه هايتان همگي پر زديم و بعد

همراه ساکنان سماء سينه زن شديم 

گفتي جواز کرببلا روضه ی من است

اصلا به عشق کرببلا سينه زن شديم 

بر سينه هاي سينه زنان مهر مي زني

ما هم به شوق مهر شما سينه زن شديم 

ما نذر کرده ايم که قرباني ات شويم

در راه رفتن به منا سينه زن شديم.. 

در صحن قدس سينه زدن چيز ديگريست

در کنج صحن قدس رضا سينه زن شديم...

سید حمید داودی نسب

دانلود این غزل با مداحی رضا هلالی

لینک دانلود این نوحه با مداحی برادر حمیدرضا علیمی

اشعار فاطمیه

چه خوب مي‌شد اگر ما بزرگتر بوديم
شبيه مادرمان ياور پدر بوديم

درون خانه نشستيم و رفت مادرمان
به جاي مادرمان كاش پشت در بوديم

هنوز خاطرمان هست شب به شب وقتي
كنار مادرمان زير بال و پر بوديم

چگونه تاب بياريم كوچه ديدن را
هميشه گرم عبور از همين گذر بوديم

فقط به خاطر او با پدر نمي‌گفتيم
كه از سياهي بازوش با خبر بوديم

نيامده ، دلمان تنگ محسن است ايكاش
كه با كبوتر اين خانه همسفر بوديم

به ذوالفقار پدر هم كه دستمان نرسيد
نبوده‌ايم مخيّر ولي اگر بوديم...

خدا كند كه بميريم بعد مادرمان
كه ديگران ننويسند ما پسر بوديم

محسن ناصحی-اصفهان