معرفی وبلاگ

اشعار آیینی

 

جلسه شعر آیینی انگور (کلیک کنید)

میلاد امام صادق

«رفاقتی که گسست»

شاید کسى گمان نمى‏کرد که آن دوستى گسسته شود و آن دو که معمولا همراه یکدیگر بودند، روزى از هم جدا شوند. مردم یکى از آن‌ها را بیش از آن اندازه که به نام اصلیش بشناسند، به نام دوست و رفیقش مى‏شناختند. اغلب وقتى که مى‏خواستند از او یاد کنند، توجه به نام اصلى‏اش نداشتند و مى‏گفتند: "رفیق امام صادق (علیه السلام)"

در آن روز، مانند همیشه همراه امام (علیه السلام) بود و با هم داخل بازار کفش دوزها شدند.

خدمتکار سیاه پوستش هم در آن روز با او بود و از پشت سرش حرکت مى‏کرد. در وسط بازار، ناگهان به پشت سر نگاه کرد، ولی خدمتکار را ندید. بعد از چند قدم دیگر دو مرتبه سر را به عقب برگرداند، باز هم او را ندید. سومین بار به پشت سر نگاه کرد، هنوز هم از خدمتکار که سرگرم تماشاى اطراف شده و دور افتاده بود، خبرى نبود.

براى مرتبه چهارم که سر خود را به عقب برگرداند، پس از مشاهده او، با خشم به مادر او دشنام داد و سپس گفت: کجا بودى؟

تا این جمله از دهانش خارج شد، امام صادق (علیه السلام) به علامت تعجب دست خود را بلند کرد و محکم به پیشانى خویش زد و فرمود: "سبحان الله! به مادرش دشنام مى‏دهى؟! به مادرش نسبت کار ناروا مى‏دهى؟! من خیال مى‏کردم تو مردى باتقوا و پرهیزکارى هستی. برایم معلوم شد در تو ورع و تقوایى وجود ندارد."

مرد که بسیار هول شده بود گفت: "یابن رسول الله! این خدمتکار و مادرش هر دو اهل شهر سند هستند. خودت مى‏ دانى که مردمان آن شهر اصلا مسلمان نیستند. مادر او هم یک زن مسلمان نبوده که من به او تهمت ناروا زده باشم."

امام صادق (علیه السلام) با ناراحتی فرمود: "مادرش مسلمان نبوده که نبوده. هر قومى سنتى و قانونى در امر ازدواج دارند. وقتى طبق همان سنت و قانون رفتار کنند، فرزندانشان حلال زاده محسوب مى‏شوند."

امام (علیه السلام) پس از این بیان به او فرمود: "دیگر از من دور شو ..."

بعد از این ماجرا، دیگر کسى ندید که امام (علیه السلام) با او راه برود، تا مرگ بین آنها به طور کامل جدایى انداخت‏.(1)

اما به راستی چرا امام صادق (علیه السلام) رفاقت خود با این فرد را قطع نمود؟ پاسخ این پرسش را در کلام خود حضرت می‌توان یافت:

"یکی از نشانه‌‌های شریک شیطان که تردیدی در آن نیست،‌ این است که شخصی دشنام گو باشد و باکی نداشته باشد که چه گوید و چه شنود."(2)

بدین ترتیب شخص دشنام گو، رفاقت شیطان را برگزید و دوستی با چنین فردی هرگز شایسته انسان مومن نخواهد بود.

مواظب باشیم رفیق شیطان نشویم ..

(برگرفته از کتاب "داستان راستان تألیف: "استاد شهید مرتضی مطهری" (با اندکی تصرف و اضافات))

سایت مذهبی وب فرارسیدن 17 ربیع الأول، سالروز ولادت

گنجینه دار علوم و زبان گویای توحید

ششمین پیشوای شیعیان

امام جعفر بن محمد الصادق (علیه السلام)

را به تمامی مسلمانان، به خصوص شما دوست گرامی تبریک و تهنیت می‌گوید.

 


پاورقی ها:

1ـ اصول کافى، جلد 2، صفحه 324- وسائل الشیعه، جلد 2، صفحه 477

2ـ قال الإمام جعفر بن محمد الصادق (علیه السلام): "من علامات شرک الشیطان الذی لایشک فیه أن یکون فحاشا لایبالی ما قال و لا ما قیل فیه" (اصول کافی، جلد 2، صفحه 323)

 

ولادت امام جعفر بن محمد الصادق (علیه السلام)-متن

«دنیایی آباد، آخرتی پربار »

دین اسلام به کار کردن اهمیت می‌دهد و پیروان خود را به فعالیت توصیه می‌کند. در روایات پیشوایان و ائمه معصومین (علیهم السلام) آمده است که از بیکاری و کسالت پرهیز کنید و سستی را از زندگی خود دور نمائید. قابل توجه است که نه تنها کار و کوشش و تلاش برای تامین زندگی دنیا سفارش شده است بلکه به ارتباط کار با زندگی اخروی هم اشاره شده است. ائمه ی اطهار (علیهم السلام) علاوه بر توصیه به پیروان خود برای کار کردن، خود نیز به کار اهمیت زیادی می‌دادند و هرگز این وظیفه ی خود را به کسی دیگری واگذار نمی‌کردند.

از ابوعمرو شیبانی نقل شده است که:

روزی امام صادق (علیه السلام)رادیدم که جامه ی زبری بر تن و بیل در دست داشت و در بوستانخویش سرگرم کار بود در حالی که سرا پایش را عرق فراگرفته بود. پیش خود فکر کردم که شاید علت این که امام (علیه السلام) خود بیل به به دست گرفته و مشغول این کار شده، این است که شخص دیگری نبوده است. لذا ایشان از روی ناچاری خودش دست به کار شده است. جلو آمدم و عرض کردم: "این بیل را به من بدهید تا من انجام دهم." امام (علیه السلام)فرمود: "نه! من دوست دارم که مرد برای تحصیل روزی، رنج بکشد و آفتاب بخورد."(1)

 هم چنین در سخنان امامان ما، مرزهای بین کار و عبادت به روشنی مشخص شده است و از گوشه نشینی و ترک فعالیت اجتماعی و فقط پرداختن به عبادت فردی نهی شده است.

مردی از سفر حج برگشته بود و سرگذشت مسافرت خودش و همراهانش را برای امام صادق (علیه السلام)تعریف می‌کرد. مخصوصا یکی از همسفرانش را بسیار می‌ستود: "که چه مرد بزرگواری بود، ما به همسفری مرد شریفی مثل او افتخار می‌کنیم. او پیوسته در حال عبادت بود و همین که جایی توقف می‌کردیم، او به گوشه‌ای می‌رفت و سجاده ی خویش را پهن می‌کرد و به عبادت خویش می‌پرداخت."

امام (علیه السلام) از آن مرد پرسید: "پس چه کسی کارهای او را انجام می‌داد؟ چه کسی به مرکب او رسیدگی می‌کرد؟"

مرد گفت: "البته افتخار این کارها با ما بود. او فقط به عبادت خودش مشغول بود و کاری به این کارها نداشت."

امام (علیه السلام) فرمود: "بنابر این همه ی شما از او برتر بوده اید."

مطابق با گفتار و سیره امام صادق (علیه السلام)، تلاش برای کسب روزی حلال، یکی از ابعاد مهم زندگی هر مسلمانی است. براساس چنین بینشی، کارنه تنها نقش اقتصادی و کسب درآمد دارد، بلکه حائز اثرات مثبت و فراوان روحی و اجتماعی نیز می‌باشد. کار و فعالیت سالم، باعث آسایش روانی، رضایت از زندگی، حفظ آبرو و عزت نفس فرد می‌شود و به او نشاط روحی و انگیزش روانی می‌دهد. بدینسان، کار، بستر مناسبی برای رشد فضیلت هاست و بیکاری، زمینه ساز مفاسد اخلاقی است.

(برگرفته از کتاب "داستان راستان"، تألیف: "آیت الله شهید مرتضی مطهری"(با تصرف و اضافات))

 

سایت مذهبی وب فرارسیدن 17 ربیع الأول، سالروز ولادت

کشاف حقائق و امام به حق ناطق،

امام جعفر بن محمد الصادق (علیه السلام)

را به تمامی مسلمانان، به خصوص شما دوست گرامی تبریک و تهنیت می‌گوید.

 

شهادت امام صادق(ع)-شعر

شعر شهادت امام صادق رئیس مکتب شیعی:

پر از شميم بهشت است منبرت آقا

به برکت نفحات معطرت آقا

 

هنوز عطر و شميم محمدي دارد

گلِ دميده ز لبهاي أطهرت آقا

 

شبيه حضرت خاتم مدينه العلمي

علوم مي چکد از خاک معبرت آقا

 

چهار هزار حکيم و فقيه و دانشمند

رهين مکتب انديشه گسترت آقا

 

اشاره هاي نگاهت زُراره مي سازد

شنيدني است کرامات محضرت آقا

 

و ديده ايم به وقت جهاد انديشه

هزار مرتبه ما فتح خيبرت آقا

 

ببين که شيعه‌ی صبح نگاه تو هستيم

در آسمان هميشه منورت آقا

 

هنوز شيعه و « قال الامامُ صادق» هست

کنار چشمه‌ی جاري ِ کوثرت آقا

 

سبد سبد گل لاله به باغ دل دارم
به احترام دل داغ پرورت آقا

نبود غير گل آه و غنچه‌ی شيون
به باغ بغض گلوگير حنجرت آقا

 

مگر نه شيعه‌ی‌ تو در تنور آتش رفت

چگونه سوخت بهشت معطرت آقا

 

در آن شبي كه تو را پا برهنه مي بردند
بهشت عاطفه ها بود پرپرت آقا

چه كرد با دل تو كوچه‌ی بني هاشم
چه کرد با دل تو داغ مادرت آقا

 

هنوز غربت و غم ارث خاندان علي است

طناب و کوچه و دست مطهرت آقا

 

من از حضور شريفت اجازه مي خواهم
كه روضه خوان شوم امشب برابرت آقا

 

اگر چه حرمتتان را شكسته اند آن شب
نبسته اند ولي دست خواهرت آقا

 

چه خوب شد كه نشد در مقابل چشمت
كبود ، چهره‌ی معصوم دخترت آقا

گل گلوي تو را دشنه اي نبوسيده
و ماهِ نيزه نشينان نشد سرت آقا

 

به حرمت لب تو ، چوب پا نزد آنجا

و داغ نعل نديده است پيكرت آقا

یوسف رحیمی