فضیلت بقیع(شهادت امام صادق)
با چهارتا مطلب در مورد شهادت امام صادق به روزم...
فضیلت بقیع

در فضیلت بقیع احادیث و روایات متعددی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نقل گردیده است ...

در فضیلت بقیع احادیث و روایات متعددی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نقل گردیده است ...
در جهان، هم شأن و همتائی کجا دارد بقیع
چونکه یک جا، چار محبوب خدا دارد بقیع
نور چشمان رسول و، پور دلبند بتول
صادق و سجاد و باقر، مجتبی دارد بقیع
خلق شد عالم ز یُمن خلقت آل عب
یک تن از پنج تن آل عبا دارد بقیع
همدم دلدادگان و، محرم محراب راز
هست زین العابدین، بنگر چهها دارد بقیع
حاصل آیات قرآن، باقرِ علم رسول
وارث فضل و کمال انبیا دارد بقیع
صادق آل محمّد، ناشر احکام حق
دین و دانش را، رئیس و پیشوا دارد بقیع
در نظر آید، زمین بر چرخ سنگینی کندد
بس که خاکش گوهر سنگین بها دارد بقیع
گرچه تاریک است، در ظاهر ندارد یک چراغ
همچو ایوانِ نجف نور و صفا دارد بقیع
رازها گوید به گوش شب در این جا کهکشان
رمزها از خلقت ارض و سما دارد بقیع
سایهها نجواکنان بر مدفن این چار تن
کرده شب گیسو پریشان یا عزا دارد بقیع؟
سر به دیوارش زند هر کس از این جا بگذرد
در سکوتش نالهها و گریهها دارد بقیع
چار معصومند و، دورند از حریم جدّشان
شکوهها از دشمنانِ مصطفی دارد بقیع
آن دو غاصب در جوار مدفن پاک رسول
دور از او جسم امامان را چرا دارد بقیع؟
میکند محکوم ظالم را، به هر دور زمان
گفتهها با زائران آشنا دارد بقیع
بشنو از این قبرها بانگ اناالمظلوم را
تا که مهدی باز آید، این ندا دارد بقیع
تا شود ثابت که نور حق نمیگردد خموش
گرچه ویران شد، جلال کبریا دارد بقیع
ناله امّ البنین با اشک زهرا همدم است
در غبارِ غم، جمال کربلا دارد بقیع
چون (حسان) اینجا بود، شبها، مسیر فاطمه
تا که نامحرم نیاید، انزوا دارد بقیع
حبیب چایچیان "حسان"

تاریخ حرم ائمه بقیع و جنایات وهابیت(3)
مرحله سوم از تاریخ حرم ائمه بقیع (علیهمالسلام)
مرحله سوم از تاریخ حرم ائمه بقیع، از قرن پنجم و با ساختن گنبد در روی قبور آنان شروع میشود.
برای آشنایی خوانندگان عزیز با این...

غربت آباد دیار آشنایىها، بقیع
همدم دیرینه غمهاى ناپیدا، بقیع
در تو ـ حتّى ـ لحظهها هم بى قرارى مىكنند
اى تمام واژههاى اشك را معنى بقیع
در تو، خون دیدهها دریا شد و صاحبدلان
جرعه جرعه عشق نوشیدند از این دریا بقیع
سنگفرش كوچههایت، داغهاى سینه سوز
شمع فانوس نگاهت چشم خون پالا بقیع
تو بلور روشنایىهاى شهر یثربى
چون نگینى مانده در انگشتر بطحا بقیع
همصدا با قرنها مظلومى آل رسول
حنجرى كو؟ تا در این غربت كند آوا، بقیع
وسعت تنهایىات دلهاى ما را مىبرد!
تا خدا ـ تا عشق ـ تا تنهایى مولا بقیع
قصّه مظلومىاش را با تو گفت آن شب كه داشت
در گلو، بُغضِ غریب ماتم زهرا، بقیع
در هجوم تیرگىها، در شب سرد سكوت
حسرتى مىبُرد خورشید جهان آرا بقیع
اى مزار هرچه خورشید از دیار روشنى
اى شكوه نور در آئینه غبرا بقیع
كاش چشمى بود و اشكى، اشتیاق مویهاى
با تو مىماندیم ـ تا موعود ـ تا فردا بقیع
اى بهشت آرزو، گم كرده دلهاى پاك
اى زیارتگاه یك عالم دل شیدا بقیع
سیل اشك عاشقان بگذار تا دریا شود
چشمهاى از چشم جان بیدلان بگشا بقیع
دارم امّید آنكه در محشر پناهم مىدهد
سایه دیوار این «آشفته» حالىها بقیع
جعفر رسول زاده "آشفته"
«عجب و غرور»
سعدی، در حکایتی اینگونه از خویش نقل میکند که:
به خاطرم هست که در دوران کودکی، بسیار عبادت میکردم و شب را با عبادت به سر میآوردم و در زهد و پرهیز، کوشا بودم. یک شب در محضر پدرم نشسته بودم و همه شب را بیدار بوده و قرآن میخواندم، ولی گروهی در کنار ما خوابیده بودند و حتی بامداد برای نماز صبح برنخاستند.
به پدرم گفتم: «از این خفتگان، یک نفر برنخاست تا دو رکعت نماز بهجای آورد. به گونهای در خواب غفلت فرو رفتهاند که گویی نخوابیدهاند، بلکه مردهاند».
پدرم به من گفت: «عزیزم! تو نیز اگر در خواب بودی تا به صبح، بهتر از آن بود که زبان به نکوهش مردم بگشایی و به غیبت و عیبجویی آنها بپردازی».
این حکایت زیبای سعدی گویای احوال آن دسته از انسانهایی است که چون توفیق کارهای نیک و انجام دادن عبادتها نصیبشان شده است، گرفتار خودبینی شدهاند و به سبب غرورشان، زبان به طعن و اعتراض و بیحرمتی دیگران میگشایند. غافل از آنکه عجب و غرور، صفت رذیلهای است که دوری از درگاه خداوند و بیاعتباری، فرجام ناخوشایند آن است. از امام صادق علیهالسلام پرسیدند: «کدام معصیت، بنده را به حق میرساند و کدام طاعت، بنده را از حق دور میگرداند؟» فرمود: «طاعتی که عجب و غرور آورد، موجب دوری از خداست و معصیتی که از آن پشیمانی و شرمندگی روی دهد، سبب قرب به خداوند است».
و از حافظ، سرودهای زیبا در اینباره برجاست:
زاهد غرور داشت سلامت نبرد راه رند از سر نیاز به دارالسلام رفت
سمعانی هم در روح الارواح میگوید:
ابلیس به طاعت خود مغرور گشت، گفت: طاعت کردم! ندا آمد که لعنت کردم. چون آدم گناه کرد، [اما به گناه اعتراف کرده و] گفت: بار خدایا بد کردم! ندا آمد که عفو کردم. به جهانیان نمودند که معصیت با عذر به از طاعتِ با عجب.
بنابراین، خطر غرور، جدی و نگران کننده است و از صفتهای ناپسند شیطانی به شمار میآید که همواره اهلبیت علیهمالسلام پیروانشان را از آلوده شدن به آن برحذر داشتهاند.
در پایان سخن، مناسب است حکایتی را که از زبان امام صادق علیهالسلام نقل شده است، ذکر کنیم:
آن حضرت میفرماید:عالمی نزد عابدی رفت و به او گفت: نماز خواندنت چگونه و در چه حد است؟ عابد گفت: آیا از کسی همانند من، از نمازش میپرسند؟! در صورتی که من سالهای طولانی است که مشغول عبادت هستم.
عالم گفت: گریه کردنت چگونه است؟ گفت: چنان میگریم که اشکهایم روان میشود [اصلاً شکی در گریههای من نداشته باش]. عالم گفت: همانا اگر خنده کنی و ترسان باشی، بهتر است از اینکه گریه کنی و به خود ببالی. هر که به خودش ببالد، چیزی از عملش پذیرفته نمیشود.
و چه نیکو گفته است سعدی شیرازی:
نبیند مدعی جز خویشتن را که دارد پرده پندار در پیش
گرت چشم خدابینی ببخشند نبینی هیچکس عاجزتر از خویش
http://www.shirintar.blogfa.com/
عید سعید فطر بر میهمانان خدا مبارک باد
سلام ما یه کسی کز سوی خدای ودود
به بزم عرش علا ماه روزه مهمان بود
شد آنچنان سوی لاهو تیان سبک پرواز
که گرد عرصه ناسوت را زبال زدود
زخوان رحمت او شد هماره برخوردار
به روزی نه سزاوار خویش لب نگشود
ز عمر خویش غنیمت شمرد فرصت را
نشست هر دم با میزبان به گفت و شنود
چنان سپرد دل و جان خود به خلوت انس
که عاشقانه زدل راند فکر بود و نبود
خرید گوهر مقصود را به قیمت جان
زنقد اندک خود برد بیشماران سود
شبان قدر به خوبی شناخت ارزش عمر
فرشته اش به سلام آمد از فراز فرود
ملک گشود شبانگه بر او دریچه صیح
که راه امن بیابد به روزگار خلود
که را که دوست فراخواند و نا شنیده گرفت
چه بهره برد اگر دشمنش به یاوه ستود
ولیک حیف ………… برای خواندن بقیه این شعر بسیار زیباکه دوران میهمانی دوست
به ما گذشت عزیران من, چه زود,چه زود
زمیزبان به تمنا هماره می طلبیم
که باز وعده بگیرد به یک چنین مو عود
هلا شما که پذیرفته گشته اید به ناز
همین بس است شمارا از این جهان وجود
به عید فطر بمانید خرم و پیروز
به روزگار سعید و به جسم و جان مسعود
قبول باد اطاعات و روزه داریتان
ز ناظمی به شما دم به دم درود درود
از سروده های حاج جعفر ناظم رعایا